امروز : چهارشنبه, 26 دي 1397 - ۹ جمادی الاول ۱٤٤۰
خانه :: آرایه های شعر

اوزان شعر فارسی

وزن چیست: وزن شعر را عبارت از تقسیم شعر به هجاهای منظم و متقارن میداند اعم از این که متساوی و متشابه الاجزاء باشند یا نباشند. یعنی وی نظم و ترتیب هجایی در درون ساختار شعر را عامل ایجاد وزن در شعر می شمارد. به این ترتیب وزن شعر تابعی از نظم هجایی می گردد.

اوزان شعر فارسی بر سه نوع است:

 الف- اوزانی كه شاعران به آن ها شعر سروده اند و تعداد آن ها بیشتر از250 وزن است

 ب- اوزانی كه عروضیان خود برای آن ها شعری به عنوان مثال آورده اند.

ج- اوزانی كه مثال برای آنها آورده نشده است.

تعداد اوزان پركاربرد را یكی از محققان 29 وزن دانسته و دیگری 33 وزن


این اوزان را بر مبنای نظم میان هجا های كوتاه و بلند آنها به 9 گروه، كه هر كدام شامل 2 یا 3 وزن هستند، تقسیم میشوند ، البته به غیر اینها  5 تك وزن هم وجود دارد. در عروض سنتی بعضی از اوزان منظم با اركانی تقطیع شده كه نظم آ نها را نشان نمی دهد ولی به گوش كسانی كه با عروض سنتی آشنا دارند ما نوس است. در علم عروض برای هر وزن اسم خاصی هم تعریف شده است که این اسامی بر اساس نوع و تعداد ارکان آن وزن تعیین میشود، در زیر با این ارکان و نام هر رکن آشنت میشویم:

نام اوزان حاصل از تكرار اركان چنین استنام اوزان حاصل از تناوب اركان چنین است:

نکته بعدی که در نام گذاری اوزان شعر فارسی مورد توجه و استفاده قرار میگیرد تعداد تکرار ارکان وزن شعر است و با توجه به میزان تکرار کلمات نام گذاری میشود ، به عنوان مثال در مطالب بالا آموختیم که رکن یا کلمه ی « فاعلاتن»  را رمل مینامند حال اگر شعری وزن آن « فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن » نتیجتا اسم این وزن « رمل مثمن سالم » تعیین میشود؛ زیرا کلمه فاعلاتن که رمل   نام داشت و مثمن نیز بر اساس تکرار کلمه فاعلاتن تعیین شده است . حال ممکن است دو سوال برای شما پیش بیاید 1ـ  در وزن فوق کلمه « فاعلاتن»  چهار بار تکرار شده است پس چرا بجای رمل مربع ، رمل مثمن ذکر شده است، در جواب باید گفت اگر چه واحد وزن شعر فارسی مصراع است اما در عروض سنتی واحد وزن را به پیروی از عروض عرب بیت (دو مصراع ) گرفته اند، لذا اگر بیتی هشت یا شش یا چهار كن داشته باشد به ترتیب مثمن، مسدس، مربع نامیده می شوند. لذا وزن فوق نیز رمل مثمن نامیده شد. 2ـ سوال بعدی شما احتمالا این خواهد بود که جایگاه و علت انتخاب کلمات  « رمل» و « مثمن » معلوم شد کلمه  « سالم » برای چه ذکر شده است ؟ پاسخ آن است که اگر این ارکان وزنی عینا تکرار شوند « سالم» و اگر آخرین کلمه کامل نیاید آن را « محذوف » نامند . لذا « فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن » را  « رمل مثمن سالم » نامند اما « فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن » را بخاطر اینکه چهارمین کلمه بجای فاعلاتن ، فاعلن آمده است را « رمل مثمن محذوف » مینامند. پس در وزن تشكیل شده است از هشت « مستفعلن» « رجز مثمن سالم» و وزن متشكل از « مفاعلن فعلاتن» دو بار « مجتث مخبون»  نام دارد. به مثالهای زیر توجه فرمائید.

« فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن»  رمل مسدس سالم  نام دارد.

« فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» رمل مسدس محذوف نام دارد.
« فاعلاتن فاعلاتن فاعل»  رمل مسدس محذوف نام دارد.
« مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن» هزج مسدس سالم نام دارد
« مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل»  هزج مسدس محذوف نام دارد.
و غیره.....
اما هجا چیست؟ هجا عبارت از صورت و آوایی است که به واسطه آن، حرف قابلیت ادا شدن می یابد .یعنی حرف«ب» و «ت» اگر به هم پیوسته شوند کلمه«بت» را به دست میدهند. پیداست که بیان این کلمه مستلزم اختلاط صوت با آن است. به این ترتیب«بت» به صورت کلمه قابل بیان نیست مگر آن که زیر و زبر و ضمه و فتحه و کسره و جزم و سکون و تشدید بر آن وارد شود، مثلا«بت»، پس آوا و سکون در کلماتند که باعث خوانده شدن آنها میگردند و این مصوت ها را هجا میتوان نامید. مبنای شعر فارسی کمیت «هجا»هاست. در کمیت هجایی با دو دسته صوت سر و کار داریم:
الف) هجای بلند: مانند آباد که دارای دو الف ممدود است.
ب) هجای کوتاه مانند ابد که دارای دو فتحه و یک سکون است.
معمولا یک هجای بلند با دو هجای کوتاه برابر است.

علامت هجای کوتاه u  وعلامت هجای بلند – می باشد.اول مثالی برای وزن:

بحر رجز کامل: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن
ای ساربان منزل مکن جز در دیا ریا رمن(امیر معزی(
مستف علن مستف علن مستف علن مستف علن
ای ساربان آهس ته ران کارامه جا نم میرود(سعدی)
ای یْو سْفِ خوش نامِ ما خوش میرُوی بر بام ما(شمس(
مستف علن مستف علن مستف علن مستف علن

در زیر به این اوزان و تقسیم بندی آنها اشاره میکنیم.
گروه یك:
 1 ـ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن
روزگار است این كه گه عزت دهد گه خوار دارد             چرخ بازیگر ازین بازیچه ها بسیار دارد
2 ـ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن‌‌

شاهد کل الجمال ایـــزد یکتـــا علیست            پرتو اشـــراق آن پیدای ناپیـــدا علیست

معنی فرقان فروغ ملک جان فخرجهان            شاهد ایمان شه امکان مه بطحا علیست ( الهی قمشه ای )

3 ـ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن یا « فاعلاتن فاعلاتن فاعلات»

در دل محراب خون جای من است                  نغمۀ تکـبــیــر آوای من است

روزه ام را در سحر قاتل گشود                زان بخون آغشته لب های من است ( سید رضا موید )

گروه دوم :

1ـ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

شب يلداي فـراق تو دگر آخر شـد           سوختـم از غم هجـر تو وليكن سـر شـد

فـاطمه ياس بخون خفته نيـلو فريم             شـو  مهيا  كـه مهياي  سفـر حيدر شـد ( ناصر زارعی)

 2 ـ فاعلاتن مفاعلن فعلن

وقت پرواز آســمــان شده بود           گوئیا آخــر جــهــان شده بود

 کعبه می رفت در دل محراب        لحظه ی گریه ی اذان شده بود

3 ـ فاعلاتن مفاعلن فعلن  فاعلاتن مفاعلن فعلن

مَردمِ كوچه‌های خواب‌آلود، چشم بیدار را نفهمیدند                مرد شب‌گریه‌های نخلستان، مرد پیكار را نفهمیدند

 وصله‌های لباس و پاپوش‌اش، و یتیمان مست آغوش‌اش         راز آن كیسه‌های بر دوش‌اش، در شب تار را نفهمیدند ( علوی)

گروه سوم:
1 ـ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن
نظر آوردم و بردم كه وجودی به تو ماند           همه اسمند و تو جسمی،همه جسمن و تو روحی
2 ـ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

تا که بر گنبد تو دیده ام از دور افتاد            ناگهان در دل آلوده ی من شور افتاد

 اولین بار که دیدم حرمت را گفتم:           ای سلیمان به سرایت گذر مور افتاد ( قاسم نعمتی )

3 ـ  :فعلاتن فعلاتن فعلن
بت خود را بشكن خوار و ذلیل            نامور شو به فتوت چو خلیل
گروه چهارم:
1 ـ مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن
در دل خود كشیده ام نقش جمال یار را             پیشه خود نموده ام حالت انتظار را

سوزم وسازم از غمش روز وشبان بخون دل           تا كه مگر ببینم آن طرّه مشكبار را ( محمد حسین میر جهانی )
2 ـ مفتعلن مفتعلن فاعلن
كرده گلو پر ز باد قمری سنجاب پوش       كبك فرو ریخته مشك به سوراخ گوش

3 ـ مفتعلن فاعلات مفتعلن فاعلات

عالم و آدم کند گریه برای علی                 حیف که در خاک رفت قد رسای علی

نخل بوَد منتظر چاه بوَد بی‌قرار                 حیف که خاموش شد صوت دعا ی علی ( غلامرضا سازگار)

گروه پنجم :
 1ـ مستفعل مستفعل مستفعل مستف
تا كی به تمنای وصال تو یگانه        اشكم شود ازهر مژه چون سیل روانه

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو          مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه ( شیخ بهائی)
2 ـ مستفعل مستفعل مستفعل فع

وقتی که با نان ونمک افطار می کرد               انگار که با فاطمه دیدار می کرد

هی شیر را از پیش خود می زد کنار و              هی دخترش باچشم تر اصرار می کرد ( مهدی نظری)

3 ـ مستفعل مفعولن مستفعلن مفعولن
وقتی دل سودایی می رفت به بستا ن              بی خویشتنم كردی بوی گل و ریحان ها
گروه ششم :
1 ـ مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل
امروز روز شادی و امسال سال گل               نیكوست حال ما، كه نكوباد حال گل
2 ـ مستفعل مفاعل مفعولن
ای آن كه غمگنی و سزا وا ری               واندر نهان سرشك همی باری
3 ـ مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن
ای باد بامدادی خوش می روی به شادی           پیوند روح كردی پیغام دوست دادی

4ـ مستفعلن فعلن مستفعلن فعلن

اي سوره نامت تـفـسـير اعطينا            زهرا ترين زينب ، زينب ترين زهرا

خـيــر کـثـيـر تو ، آئـيـنه کوثر            نامت ســـرآغـاز تکـثـيـر خوبي ها ( محمد جواد شرافت )

گروه هفتم :
1ـ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن

خدایا مشکل از کار منِ مشکل گشا وا کن                  بُوَد درمان من زهرا، مرا مهمان زهرا کن

اجل از بعد زهرا منتظر بودم که برگردی                بیا امشب علی را بین شهر کوفه پیدا کن ( سعید خرازی )

2ـ مفاعیل مفاعیلن مفاعیل مفاعیلن

بریز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته            به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته
بریز آب روان تا من، بشویم مخفی از دشمن        تنش از زیر پیراهن، ولی آهسته آهسته ( غلامرضا سازگار)

2 ـ  مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل
حسن را باید از قرآن شناسیم           به بطنِ کهف و الرحمن شناسیم

حسن را باید از کوثر ،نباء ،نور            ز بسم الله تا پایان شناسیم ( جواد حیدری )

گروه هشتم :
1ـ فعولن فعولن فعولن فعولن
به سبزه درون لاله ی نو شكفته              عقیق است گویی به پیروزه اندر
2 ـ  فعولن فعولن فعولن فعل
مدینه حسینت کـجــا می‌رود؟                اگر می‌رود شب چرا می‌رود؟
غریب وطن نیمه‌شب از وطن             غریبانه پیش خــدا می‌رود ( ژولیده نیشابوری )
گروه نهم :
1ـ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن
گرم عذاب نمایی به داغ و درد جدایی          شكنجه صبر ندارم بریز خونم و رستی
2 ـ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
تو ای تجلی سبز ظهور خــواهــی کرد             به جام لاله، شرابا طهور خواهی کرد

تو قلب سوته دلان را به هم کنی نزدیک         به یک اشاره که از راه دور خواهی کرد ( محمد جواد غفور زاده)

گروه دهم :
1 ـ مستفعل فاعلات مستفعل
از كرده ی خویشتن پشیمانم          جز توبه ره دیگر نمی دانم
2 ـ  مستفعل فاعلات فع لن
لاف از سخن چو در توان زد           آن خشت بود كه پر توان زد

گروه یازدهم :

1ـ مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن

امشب غمت به صفحه ی دل جا  نمیشود              با خود  مرا ببر ، کـه فردا  نمیشود

گـفـتـنـد رفته ای به سفر تا شوم خــموش             ا یـن دل بــدین تـرانه تسلاّ نمیشود ( ناصر زارعی)

2ـ مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن

بین من و تو، جز منِِ من فاصله ای نیست         تو پیش منی، من ز تو دورم، گله ای نیست

 ما مدعی و نفس پرستیم و صد افسوس        در خیل مریدان که دل یکدله ای نیست ( حسین ایزدی)

3ـ ( مفعول مفاعلن مفاعیلن فع ) یا ( لاحول ولا قوه الا بالله )

زخمی به جگر داشت وَ در تب می سوخت           از دوری دلبرش مرتب می سوخت
هر جا که سرِ درد دلش وا می شد                می گفت: امان از دل زینب، می سوخت ( محمود مریوبی )

این وزن مختص قالب شعری رباعی است البته وزن دیگر رباعی لاحول و لا قوه الا بالله است

  جدول زیر شامل 35 وزن معروف شعر پارسی است که متعلق به" وبگاه آزمایش وزن عروض " میباشد