امروز : يكشنبه, 6 اسفند 1396 - ۹ جمادی الثانی ۱٤۳۹
خانه :: شهید و شهادت

سید رضا حسینی در افشان

تاریخ تولد : :20/11/1334
تاریخ شهادت : تاريخ شهادت: 28/11/1
محل شهادت : استان بصرة عراق – شهر فاو

زندگی نامه

شهید سید رضای حسینی در افشان در بیستم بهمن سال 1334 در یک خانواده کاملا مذهبی در شهر همدان پا به عرصه گیتی نهاد ، پدرش حاجی آقا  از همان دوران کودکی وی را به کلاس آموزش قرآن و مداحی  استاد مسکین برد و سید رضا با هوش فوق العاده ای که داشت به سرعت در این زمینه رشد بسیار بالایی داشت. با شروع انقلاب اسلامی وی نیز همچون بسیاری از جوانان غیور شهر در راهپیمائی ها و دیگر فعالیتهای انقلابی شرکت فعال داشت. سید را در تاریخ  1356/1/7 با خواهر شهید حسین شهبازی  ازدواج نمود و از این ازدواج صاحب یک فرزند دختر و یک فرزند پسر شد. با شروع جنگ تحمیلی ایشان از هر فرصتی استفاده می کرد و با وجود اینکه صاحب مغازه طلا فروشی بود مغازه را تعطیل کرده و یا مغازه را به دست دوستان سپرده و راهی جبهه های حق علیه باطل میشد تا جائیکه توفیق حضور در جبهه را به مدت سه سال و در هفت نوبت اعزام را پیدا نمود.


سید رضا علی رغم مجروح شدن و پنجاه درصد جانبازی باز هم هیچ گاه از شرکت در جنگ تعلل نکرده و از هر فرصتی برای حضور در چبهه ها استفاده می کرد و با نوای گرم و جانسوز خویش شور و حال رزمندگان را دو چندان می کرد تا جائیکه سوز نوای مداحی سید رضا برای تمام رزمندگان استان همدان مثال زدنی بود. شهید سید رضا  حتی مواقعی که در جبهه ها نبوده و در شهر حضور داشت علاوه بر شرکت در مراسم های مذهبی  و انقلابی، فعالیتهای گسترده ای نیز در زمینه انقلاب داشت بطوریکه مغازه ایشان به محل تبلیغات برای انقلاب و جنگ تبدیل شده بود و این مغازه بیش از آنکه مغازه طلا فروشی باشد ستاد تبلیغات جنگ بود؛ به عنوان مثال ایشان با نصب بلند گو در سرتا سر بازار زرگرها علاوه بر پخش اذان، خبر های جنگ و... بازاریان را دعوت به شرکت در مراسم تشییع جنازه شهدا مینمود تا جائیکه در سایۀ فعالیت های ایشان هیچ مغازه ای نبود که در هنگام تشیع جنازه شهدا باز باشد و مردم و بازاریان در تشییع جنازه شهدا شرکت نکنند.

شهید حسینی در مداحی هایش بر انتخاب اشعار صحیح و مستند خوانی بسیار دقت نظر و تاکید داشت بطوریکه در سال 1362 به همراه تعدادی از مداحان بزرگ شهر جامعۀ مداحان و شهرای آل محمد همدان را راه اندازی کردند تا در این زمینه هم گام مؤثری بردارد. سید رضا در اغلب مراسم هایی که در شهرها و روستا برپا شده و از او دعوت میکردند با یک موتو یاماها 100 که داشت شخصا شرکت میکرد و در بسیاری از مواقع پس از انجام مداحی نه تنها مبلغی نمیگرفت بلکه نیمی از پولی را که به همراه داشت به آن هیأت کمک میکرد و همیشه از اینکه تعداد معدودی از مداحان برای مداحی پول میگیرند ناراحت بود و سعی میکرد آنها را از این عملشان باز دارد. شهید سید رضا حسینی سر انجام در تاریخ 28/11/1364 پس از بیش از بیست سال  فعالیت های مذهبی و انقلابی  دعوت حق را لبیک گفت و در عملیات والفجر 8 در منطقة فاو به فیض عظیم شهادت نائل شد

خاطرات

توجه به حق الناس: برادر زارعی که همسایه مقابل منزل ایشان بوده و مدت دو سال در مغازه ایشان همکار شهید بوده است میگوید: سید رضا یک موتور یاماهای 100 داشت و با همان وسیله نقلیه به مجالس روضه خوانی میرفت ، بار ها شده بود مرا نیز که نوجوانی بیش نبودم همراه خود به مجالس روضه خوانی می برد ایشان نه تنها بابت اجرا و مداحی پولی دریافت نمی کرد که بارها به چشم خود دیدم مقداری نیز پول به هیاتی که دعوت شده بود برای مداحی کمک میکرد و بسیار ناراحت می شد وقتی می شنید بعضی از مداح ها برای مداحی پول دریافت می کنند. در هنگام بازگشت از مجالس نیز وقتی به سر کوچۀ منزل خود میرسیدیم موتو را خاموش میکرد که مبادا صدای موتور همسایه ها را بیدار کند و همیشه تأکید میکرد که نباید با روشن نگه داشتن موتور موجب اذیت همسایه ها شده و اجر خود را از بین ببریم

وصیعت نامه

فرازي از وصيت نامه مداح اهل بيت شهيد سيد رضا حسيني درافشان

اي كساني كه وصيت مرا مي خوانيد،  من همينطور كه امام فرموده: اين جمله را به شما مي گويم: يك عمر نوكري درب خانه امام حسين (عليه السلام) را بعهده داشتم و چند سال است كه حسين حسين مي گويم از شما مي خواهم كه اين مجالس هايي كه به اسم امام حسن (عليه السلام) منعقد مي شود خلوت نگذاريد و اين بزرگترين سعادت است كه نصيب ما مي شود و همچنين من مي خواهم از شما كه ايم رهبر را تنهانگذاريد و بدانيد كه امروز روز امتحان است. مگر ما نبوديم كه يك عمر مي گفتيم يا حسين، «نبوديم كربلا تا ياريت كنيم» امروز همان روز عاشوراست، آيا مي توانيم فرداي قيامت در مقابل امام حسين رو سفيد باشيم.

         يارب مرا به چنگ بلا مبتلا مكن            دست مرا ز دامن لطفت جدا مكن

             از حد گذشته گر چه گناه و خطاي ما      چشم از گنه بپوش و نظر بر خطا مكن

            افعال ما بر وفق رضاي تو گر كه نيست     بر ما ز لطف صد طريق رضا مكن

          ما در خور عذاب و تو شايسته كرم       غير از كرم سلوك به احوال ما مكن

          گر چه گناه پرده ما را دريده است         از كار ما برحمت خود پرده وا مكن

                هر معصيت كه باعث حبس دعاي ماست      ناديده بين ز بخشش در دو دعا مكن