کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: مناسبت ها

مناسبت ها، وقایع و اعمال ماه صفر

تاریخ مناسبت : شنبه, -1171 فروردين 6 :: ۱۷ شوال ۱٤٤۰

الف) وقایع و مناسبت های ماه صفر:

اول صفر :

ــ ورود سر مطهّرامام حسین  علیه السلام به شهر شام  به روایت شیخ بهایی، شیخ کفعمی، ابوریحان بیرونی ومحدث کاشانی، (احتمالاً این بزرگواران معتقد بودند که سرمطهّر به همراه پیکی که نامه کسب تکلیف را به نزد یزید برد ، به شهر شام برده شده است) . ( شیخ کفعمی، مصبـاح ص 676؛ ابو ریحان بیرونی؛ آثارالبـاقیه ص 527؛ خوارزمی؛ مقتل الحسین ص 2/48؛شیخ عباس قمی؛ نفس المهموم 391)

ــ شروع جنگ صفّین توسط علی علیه السلام ضدّ معاویّه درسال 37 هـجری قمری (شیخ عباس قمی فیض العلام  ص232)

دوم صفر :

ــ شهادت زیدبن علی بن الحسین  علیه السلام در سال 120هـجری قمری ( شیخ مفید الارشاد ج2 ص 248،طبرسی اعلام الوری ص 366، رحوم خراسانی منتخب التواریخ ص 130)به روایتی هم اوّل صفر عنوان کرده است (ابو ریحان بیرونی؛ آثارالبـاقیه ص 527)


سوم صفر :

ــ ولادت امام باقر علیه السلام در سال 57 هـجری قمری در شهر مدینه به روایت  مشهور(طبرسی اعلام الوری ص 368، علامه مجلسی جلاءالعیون ص 682، محدث اربلی کَشف الغُمّه ج2 ص318)

پنجم صفر :

ــ شهادت حضرت رقیّه(س) به روایت نادرست ( باتوجّه به ورود اهل بیت در 16 ربیع الاوّل به شام ، این روایت نمی‌تواند صحیح باشد و غیر مستند است ودر هیچ یک از کتب معتبر و مرجع تا قرن 14 نیزچنین تاریخی تعیین نشده است ( پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا 397 ) 

هفتم صفر :

ــ ولادت امام کاظم  علیه السلام در 128یا 129 هـجری قمری در شهر مدینه به روایت مشهور(طبرسی اعلام الوری ص 128، علامه مجلسی جلاءالعیون ص 705،شیخ عباس قمی فیض العلام  ص243)

ــ شهادت امام مجتبی  علیه السلام در سال 50 هـجری قمری توسط جعده و به دستور معاویه به روایتی (علامه مجلسی جلاءالعیون ص 418، شیخ عباس قمی فیض العلام  ص240؛ مرحوم خراسانی منتخب التواریخ ص 144)

هشتم صفر :

ــ وفات  سلمان فارسی، صحابه پیامبرصَلَّیَ‌الله‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ درسال 36 هـجری قمری ( نیشابوری؛ تقویم شیعه ص 50)

نهم صفر :

ــ آغاز جنگ نهروان در سال 39 هـجری قمری بین حضرت علی و خوارج (علامه مجلسی بحارالأنوار ج56 ص 138؛ شیخ عباس قمی فیض العلام  ص247)

ــ شهادت عمار در سال 37هـجری قمری در جنگ صفّین ( شیخ عباس قمی فیض العلام  ص245)

یازدهم صفر :

ــ پایان جنگ صفّین بین حضرت علی و معاویه بعد از 14 ماه در سال 38 هـجری قمری ( مرحوم خراسانی منتخب التواریخ ص 122)

دوازدهم صفر :

ــ حکمیّت بین علی علیه السلام ومعاویه به اصرار خوارج  در سال 38هـجری قمری ( مرحوم خراسانی منتخب التواریخ ص 124)

چهاردهم صفر :

ــ شهادت امام رضا علیه السلام درسال 203 هـجری قمری توسط مأمون به روایتی (شیخ عباس قمی منتهی الآمال ص 922)

ــ شهادت محمّد بن ابی بکر فرزند خوانده امیر المؤمنین در سال 38 هـجری قمری در راه شام و توسط مزدوران معاویه  ( نیشابوری؛ تقویم شیعه ص 55)

شانزدهم صفر :

ــ آغاز بیماری پیامبرصَلَّیَ‌الله‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ که منجر به رحلت جانسوز ایشان گردید (ابو ریحان بیرونی؛ آثارالبـاقیه ص 528) به روایتی هم در 15 صفر ذکر شده است (علامه مجلسی بحارالأنوار ج37 ص 116)

هفدهم صفر :

ــ شهادت امام رضا علیه السلام درسال 203 هـجری قمری توسط مأمون به روایتی علامه مجلسی جلاءالعیون ص 744، ، شیخ عباس قمی منتهی الآمال ص 922) به روایتی هم در 27 صفراست( نیشابوری؛ تقویم شیعه ص 63)

هجدهم صفر :

ــ خروج کاروان اهل بیت از کوفه و حرکت به سمت شام؛ با توجّه به رفت و برگشت یک ماهه پیک ابن‌زیاد به شام و اقامت تقریباً یک ماهه اهل بیت در کوفه ، این ایّام، زمان  حرکت به شام است ( پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص  326 )  

بیستم صفر :

ــ اربعین حسینی 

ــ زیارت جابربن عبدالله انصاری در کربلا: عَطِيّه‌ بْنِ سَعد که همراه جابر بوده مي‌گوید: وقتي به كربلا رسيديم جابـر به كنار فرات رفت و غسل زيارت كرد و لباس‌های نو پوشيد و خودش را خوشبو كرد و آرام آرام و قدم به قدم و در حالي كه ذكر خدا مي‌گفت به سمت قبر سيدالشهداء  حركت كرد تا به كنار قبر ایشان رسيد. جابر به من گفت دستم را روي قبر حسين بگذار؛ دست جابر را گرفتم و تا روي قبر سيدالشهدا  گذاشتم، از هوش رفت! آب آوردم و به صورتش زدم تا به هوش آمد و سه مرتبه صدا زد: يَا حُسَيـن! حَبِيبٌ لا يُجِیبُ حَبِيبَه! حسين، آيا دوست جواب دوست را نمي‌دهد؟ سپس خودش جواب خویش را داد و گفت: جابر، چطور مي‌تواند جواب دهد، ( سید بن طاوس؛ مصباح الزائر ص 286؛ ابن نما حلی؛ مُثيرالأحزان ص 360؛ علامه مجلسی؛ بحارالأنوار ج45 ص 146؛  شیخ عباس قمی منتهي الآمال ص 526 )

ــ خروج اهل بیت از شهر شام به سمت مدینه به روایت ضعیف، با توجّه به  یک ماه  زندانی شدن  اهل بیت در کوفه ، ورود آنان در 16 ربیع الاوّل به شام و حضور یک ماه در شهر شام ، این روایت  نمی‌تواند صحیح باشد ( شیخ مفید، مسارالشیعه ص 46؛ شیخ طوسی؛ مصباح المتهجد ص 730؛ شیخ رضی، العُدَدِ القَویّه ص 219؛  شیخ کفعمی، مصباح ص 510؛ سید بن طاوس؛ اقبال الاعمال ص 589)

ــ حضور اهل بیت در راه برگشت از شام به گزارش نادرست ( پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص  330 الی 339)  

بیست و چهارم صفر :

ــ هجرت پیامبرصَلَّیَ‌الله‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ از مکّه به مدینه در سال سیزدهم بعثت به روایتی (ابو ریحان بیرونی؛ آثارالبـاقیه ص 528)

بیست و پنجم صفر :

ــ سرپیچی ابوبکر، عمر وعثمان از فرمان پیامبرصَلَّیَ‌الله‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ برای پیوستن به سپاه اسلام به فرماندهی اُسامه برای جنگ با لشکریان کشور روم در سال 11 هـجری قمری (علامه مجلسی بحارالأنوار ج30 ص 428، علامه مجلسی جلاءالعیون ص 61)

بیست و ششم صفر :

ــ پیامبرصَلَّیَ‌الله‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ دراین روز در سال 11 هـجری قمری قلم وکاغذ خواستند تا جانشینی علی علیه السلام را مکتوب کنند ولی عمر نگذاشت و با بیان این جمله که یامبر بیمار است و حذیان میگوید؛ عملا به پیامبر توهین نمود (علامه مجلسی بحارالأنوار ج22 ص 473، علامه مجلسی جلاءالعیون ص 62)

بیست و هشتم صفر :

ــ رحلت پیامبراکرم صَلَّیَ‌الله‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ در سال 11 هـجری قمری ( شیخ مفید الارشاد ج1 ص 179، طبرسی اعلام الوری ص 9، محدث اربلی کَشف الغُمّه ج1 ص21 )

ــ شهادت امام مجتبیعلیه السلام  مشهور توسط جعده و با دستور معاویه  به روایت مشهوردر سال49 یا50 هـجری قمری (طبرسی اعلام الوری ص 298، محدث اربلی کَشف الغُمّه ج2 ص83، علامه مجلسی جلاءالعیون ص 418)

ــ آغاز امامت علی  علیه السلام

ــ مسموم کردن امام رضا علیه السلام توسط مأمون که منجر به شهادت ایشان شد. ( شیخ مفید الارشاد ج2 ص 381)

سی ام صفر :

ــ شهادت امام رضا علیه السلام به روایت مشهور در آخرین روز صفرسال 203 هـجری قمری (طبرسی اعلام الوری ص 424، محدث اربلی کَشف الغُمّه ج2 ص150،علامه مجلسی جلاءالعیون ص 744)

ــ شهادت امام مجتبی علیه السلام توسط جعده و به دستور معاویه به روایتی (علامه مجلسی جلاءالعیون ص 418، مرحوم خراسانی منتخب التواریخ ص 144)

***************************************

ب 1) اعمال مشترک هر ماه:

اعمال مشترک هر ماه چند چیز است که در تمامی ماه های قمری مشترک بوده و به شرح زیر می باشد:

اوّل: خواندن دعاهاى نقل شده در وقت ديدن هلال، كه بهترين آنها دعاى چهل و سوّم صحيفه كامله است، و به شرح زیر می باشد:

اَيُّهَا الْخَلْقُ الْمُطيعُ، الدّآئِبُ السَّريعُ، الْمُتَرَدِّدُ فى مَنازِلِ التَّقْديرِ، الْمُتَصَرِّفُ فى فَلَكِ التَّدْبيرِ، امَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِكَ الظُّلَمَ، وَ اَوْضَحَ بِكَ الْبُهَمَ، وَ جَعَلَكَ ايَةً مِنْ اياتِ مُلْكِهِ، وَ عَلامَةً مِنْ عَلاماتِ سُلْطانِهِ، وَامْتَهَنَكَ بِالزِّيادَةِ وَالنُّقْصانِ، وَ الطُّلُوعِ وَ الْاُفُولِ، وَ الْاِنارَةِ وَ الْكُسُوفِ، فى كُلِّ ذلِكَ َنْتَ لَهُ مُطيعٌ، وَ اِلى‏ اِرادَتِهِ سَريعٌ، سُبْحانَهُ ما اَعْجَبَ ما دَبَّرَ فى اَمْرِكَ، وَ اَلْطَفَ ماصَنَعَ فى شَاْنِكَ، جَعَلَكَ‏مِفْتاحَ  شَهْرٍ حادِثٍ لِأَمْرٍ حادِثٍ، فَاَسْئَلُ اللَّهَ رَبّى وَ رَبَّكَ، وَ خالِقى وَ خالِقَكَ، وَ مُقَدِّرى - وَ مُقَدِّرَكَ، وَ مُصَوِّرى وَ مُصَوِّرَكَ، اَنْ يُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَنْ يَجْعَلَكَ هِلالَ بَرَكَةٍ لاتَمْحَقُها الْاَيّامُ، وَ طَهارَةٍ لا تُدَنِّسُهَا الْاثامُ، هِلالَ اَمْنٍ مِنَ الْافاتِ، وَ سَلامَةٍ مِنَ السَّيِّئاتِ، هِلالَ سَعْدٍ لانَحْسَ فيهِ، وَ يُمْنٍ لا نَكَدَ مَعَهُ، وَ يُسْرٍ لا يُمازِجُهُ عُسْرٌ، وَ خَيْرٍ لا يَشُوبُهُ شَرٌّ، هِلالَ اَمْنٍ وَ ايمانٍ، وَ نِعْمَةٍ وَ اِحْسانٍ، وَ سَلامَةٍ وَ اِسْلامٍ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ  الِهِ، وَ اجْعَلْنا مِنْ اَرْضى‏ مَنْ طَلَعَ عَلَيْهِ، وَ اَزْكى‏ مَنْ نَظَرَ اِلَيْهِ، وَ اَسْعَدَ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فيهِ، وَ وَفِّقْنا فيهِ لِلتَّوْبَةِ، وَ اعْصِمْنا فيهِ  مِنَ الْحَوْبَةِ، وَ احْفَظْنا فيهِ مِنْ مُباشَرَةِ مَعْصِيَتِكَ، وَ اَوْزِعْنا فيهِ شُكْرَ نِعْمَتِكَ، وَ اَلْبِسْنا فيهِ جُنَنَ الْعافِيَةِ، وَ اَتْمِمْ عَلَيْنا بِاسْتِكْمالِ طاعَتِكَ فيهِ الْمِنَّةَ، اِنَّكَ الْمَنَّانُ الْحَميدُ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ.

» :ترجمهدعاى آن حضرت هنگامى که به ماه نو نگاه مى ‏کرد» اى آفریده مطیع، اى - رونده کوشا و شتابان، اى رفت - و آمد کننده در منازل معین شده، اى متصرف در چرخ گردان تدبیر، ایمان آوردم به آن کس که به سبب تو تاریکی ها را روشن کرد، و آنچه را که به سختى مى‏ توان یافت آشکار فرمود، و تو را علامتى از علائم چیرگى و استیلاى خود، و نشانى از نشانه ‏هاى قدرت خویش قرار داد، و تو را گاهى به نقص و گاهى به کمال، و وقتى به طلوع و زمانى به غروب، و حالتى پر نور و حالتى گرفته مسخر خویش نمود، در تمام این احالات فرمانبردار اویى، و به سوى اراده ‏اش شتابانى، منزه است او، چه عجیب است تدبیرى که در حق تو به کار برده، و چه دقیق است آنچه درباره تو انجام داده، تو را کلید ماهى نو براى برنامه ‏اى نو ساخته، پس از پروردگار که ربّ من و توست، و آفریننده من و توست، و مهار مقدّرات من و تو در کف قدرت اوست، و صورتگر من و صورتگر توست مى ‏خواهم که بر محمد و آلش درود فرستد، و تو را ماه برکتى قرار دهد که گذشت روزگاران آن را از بین نبرد، و ماه پاکیى که گناهان آن را آلوده ننماید، هلال ایمنى از آفات، سلامتى از زشتىها، هلال خوش طالعى برکنار  از نحسى، و میمنت بدون گرفتارى، و آسایش بدون دشوارى، و خیر بدون شرّ، هلال ایمنى و ایمان، و نعمت و احسان، و سلامت و اسلام باشد. بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از خشنودترین (یاپسندیده ‏ترین) کسانى قرار ده ‏که این ماه برآنان طلوع کرده، و پاکیزهترین کسانى‏ که به ‏آن نظر نموده، و سعادتمندترین کسانى که در آن به بندگى تو کوشیده، و ما را در این ماه توفیق توبه عنایت کن، و از گناه حفظ فرما، و از دست زدن به نافرمانیت بازدار، و اداى شکر نعمتت را به ما ارزانى‏ دار، و لباس هاى عافیت و سلامت بر ما بپوشان، و به سبب انجام طاعت کامل نعمتت - را در این ماه بر ما کامل گردان، زیرا که تو بس بخشنده و ستوده ‏اى، و درود خدا بر محمد و آل پاک و پاکیزهاش باد. صحیفۀ سجادیه ص 182، مصباح کفعمی ص 562، بحارالأنوار، ج 55، ص 178 .

نقل است اگر کسی دسترسی به دعای فوق را نداشت و یا فرصت یا حوصله قرائت آن را نداشت أقلّش آن است که سه مرتبه بگوید اللّهُ اَکْبَر و سه مرتبه لا إلهَ الَّا الْلّه و سپس بگوید: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى أذْهَبَ شَهْرَ کَذا وَ جاءَ بِشَهْرِ کَذا.

دوم: خواندن هفت مرتبه سوره حمد براى دفع درد چشم.
سوم: اندكى پنير خوردن، چه روايت شده : هركه خود را به خوردن آن در اول هر ماه مقيّد كند، اميد است در آن ماه حاجتش ردّ نشود.
چهارم: در شب اوّل دو ركعت نماز بجا آورد، در هر ركعت پس از سورۀ حمد سورۀ انعام را بخواند، و از خدا بخواهد او را از هر ترس و دردى ايمن گرداند، و در آن ماه حادثه ­اى را نبيند كه ناپسند او باشد.
پنجم: در روز اوّل دو ركعت نماز بجا آورد، در ركعت اول پس از سورۀ حمد سى مرتبه سورۀ توحيد، و در ركعت دوم بعد از سورۀ حمد سى مرتبه سورۀ قدر بخواند و پس از نماز صدقه بدهد، چون چنين كند، سلامتی‌اش را در آن ماه از خدا خريده است.
و از بعضى روايات استفاده می‌شود، كه پس از نماز بخواند: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، وَ مَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَ مُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كَاشِفَ لَهُ إِلّا هُوَ، وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ، يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ، وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً، مَا شَاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ، وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، لا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ، رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ، رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ.

ترجمه: به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانی‌اش هميشگى است، هيچ جنبنده‌اى در زمين نيست، مگر اينكه روزى او بر خدا است و قرارگاه و امانگاهش را خدا می داند، همه اينها در كتابى روشن است.
به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانی‌اش هميشگى است، اگر خدا به تو زيانى رساند، جز او كسى برطرف كننده آن نيست، و اگر خيرى را براى تو بخواهد، فضل او را بازگرداننده‌اى نيست، آن را به هركس از بندگانش بخواهد می‌رساند، و او آمرزنده و مهربان است.
به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانی‌اش هميشگى است، خدا به زودى پس از دشوارى آساني قرار می‌دهد، آنچه خدا خواست همان شود، نيرويى نيست مگر به خدا، خدا ما را بس است و نيكو كارگشايى است، كارم را به خدا وامی‌گذارم كه خدا بيناى به بندگان است، معبودى جز تو نيست، من از ستم كاران بودم، پروردگارا من به آنچه از خير برايم فرود آرى نيازمندم، پروردگارا مرا تنها مگذار كه تو بهترين وارثانى « زادالمعاد ص 286، « بحارالأنوار ج 94ص 134، مستدرک الوسائل ج 3 ص 349»

ششم روزه: از امورى که بر آن تأکید شده، سه روز روزه گرفتن در هر ماه است. مرحوم «علّامه مجلسى»(رحمة‌الله) در «زادالمعاد» می‌گوید: مطابق مشهور، این سه روز، پنجشنبه اوّل ماه و پنجشنبه آخر ماه و چهارشنبه اوّل از دهه وسط ماه است.

منبع: فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام ومفاتیح الجنان حاج شیخ عباس قمی

 

***************************************

ب 2) اعمال اختصاصی ماه صفر:

بدانکه این ماه معروف به نُحُوسَت است و براى رفع نُحُوسَت هیچ چیز بهتر از صدقه دادن و ادعیه و استعاذات وارده نیست و اگر کسى خواهد که محفوظ بماند از بلاهاى نازله در این ماه طبق گفتۀ محدّث فیض و دیگران در هر روز ده مرتبه دعای زیر را:  بخواندیا شَدیدَ الْقُوى وَ یا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنى شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّى کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِى الْمُؤْمِنینَ وَ صَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ

روز سوم

روز سیّم سیّد بن طاوُس از کتب اصحابُنَا الاِمامِیَّه نقل کرده که؛ مستحب است در این روز دو رکعت نماز : در رکعت اوّل حمد و اِنّا فَتَحنا و در رکعت دوم حمد و توحید بخواند و بعد از سلام صد مرتبه صَلَوات بفرستد و صد مرتبه بگوید : اَللّهُمَّ الْعَنْ آلَ اَبى سُفْیانَ و صد مرتبه استغفار کند پس حاجت خود را بخواهد .

اعمال روز اربعین

روز بیستم روز اربعین و به قول شَیْخَیْن روز رُجُوع حرم امام حسین علیه‌السلام است از شام به مدینه و روز وُرُود جابربن عبدالله انصارى است به کربلا به جهت زیارت امام حسینعلیه‌السلام و او اوّل زائر آن حضرت است و زیارت آن حضرت در این روز مستحب است. از حضرت عسکرى علیه‌السلام روایت شده که فرمود علامات مؤمن پنج چیز است پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شب و روز زیارت اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام انگشتر بر دست راست کردن پیشانی را در سجده بر خاک گذاشتن 5 ـ با صدای بلند گفتن بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ در نماز

شیخ در تهذیب و مصباح زیارت مخصوصه این روز را از حضرت صادق علیه‌السلام نقل کرده است: السَّلامُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ؛ السَّلامُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ؛ السَّلامُ عَلَى صَفِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ؛ السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ؛ السَّلامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ، وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِكَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِينَ النَّارَ؛ فَجَاهَدَهُمْ فِيكَ صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّى سُفِكَ فِي طَاعَتِكَ دَمُهُ وَ اسْتُبِيحَ حَرِيمُهُ اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِيلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْأَوْصِيَاءِ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِينُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِينِهِ عِشْتَ سَعِيداً وَ مَضَيْتَ حَمِيداً وَ مُتَّ فَقِيداً مَظْلُوماً شَهِيداً وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَكَ وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُورا فِي الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ [الطَّاهِرَةِ] لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِيَابِهَا وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّينِ وَ أَرْكَانِ الْمُسْلِمِينَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِيُّ الرَّضِيُّ الزَّكِيُّ الْهَادِي الْمَهْدِيُّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ أَعْلامُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا وَ أَشْهَدُ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِينِي وَ خَوَاتِيمِ عَمَلِي وَ قَلْبِي لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِي لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ [أَجْسَامِكُمْ ] وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ ظَاهِرِكُمْ وَ بَاطِنِكُمْ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ.
ترجمه: سلام بر ولىّ خدا و حبيبش، سلام بر دوست خدا و نجيبش، سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش، سلام بر حسين مظلوم شهيد، سلام بر آن دچار گرفتاری ها و كشته اشك ها، خدايا من گواهى می دهم كه حسين ولىّ تو و فرزند ولىّ تو، و فرزند برگزيده توست حسينى كه به كرامتت رسيده، او را به شهادت گرامى داشتى، و به خوشبختى اختصاصش دادى، و به پاكى ولادت برگزيدى، و او را آقايى از آقايان، و پيشروى از پيشرويان، و مدافعى از مدافعان حق قرار دادى، و ميراث هاى پيامبران را به او عطا فرمودى، و او را از ميان جانشينان حجّت بر بندگانت قرار دادى، و در دعوتش جاي عذرى باقى نگذاشت، و از خيرخواهى دريغ نورزيد، و جانش را در راه تو بذل كرد، تا بندگانت را از جهالت و سرگردانى گمراهى برهاند، درحالی كه بر عليه او به كمك هم برخاستند، كسانی كه دنيا مغرورشان كرد، و بهره واقعى خود را به فرومايه تر و پست تر چيز فروختند، و و آخرتشان را به كمترين بها به گردونه فروش گذاشتند، تكبّر كردند و خود را در دامن هواى نفس انداختند، تو را و پيامبرت را به خشم آوردند، و اطاعت كردند از ميان بندگانت، اهل شكاف افكنى و نفاق و باركشان گناهان سنگين، و سزواران آتش را پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد كرد، تا در طاعت تو خونش ريخته شد و حريمش مباح گشت؛ خدايا آنان را لعنت كن لعنتى سنگين، و عذابشان كن عذابى دردناك، سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند سرور جانشينان، شهادت می دهم كه تو امين خدا و فرزند امين اويى، خوشبخت زيستى، و ستوده درگذشتى، و از دنيا رفتى گم گشته، و مظلوم و شهيد، گواهى می دهم كه خدا وفاكننده است آنچه را به تو وعده داده، و نابودكننده كسانى را كه از ياريات دريغ ورزيدند، و عذاب كننده كسانى را كه تو را كشتند، و گواهى می دهم كه تو به عهد خدا وفا كرديد و در راهش به به جهاد برخاستى تا مرگ فرا رسيد، پس خدا لعنت كند كسانى را كه تو را كشتند، و به تو ستم كردند، و اين جريان را شنيدند و به آن خشنود شدند، خداى من تو را شاهد می گيرم كه من دوستم با آنان كه او را دوست دارند، و دشمن با آنان كه با او دشمنند، پدر و مادرم فدايت اى فرزند رسول خدا، گواهى می دهم كه تو در صلب هاى بلندمرتبه و رحم هاى پاك نورى بودى، جاهليت با ناپاكی هايش تو را آلوده نكرد، و از جامه هاى تيره و تارش به تو نپوشاند، و گواهى می دهم كه تو از ستون هاى دين، و پايه هاى مسلمانان، و پناهگاه مردم مؤمنى، و گواهى می دهم كه پيشواى نيكوكار، با تقوا، راضى به مقدرات حق، پاكيزه، هدايت كننده، و هدايت شده اى، و گواهى ميدهم كه امامان از فرزندانت، اصل تقوا، و نشانه هاى هدايت، و دستگيره محكم، و حجّت بر اهل دنيا هستند و گواهى می دهم كه من به يقين مؤمن به شمايم، و به بازگشتتان يقين دارم، بر اساس قوانين دينم، و عواقب عملم، و قبلم با قلبتان در در صلح، و كارم پيرو كارتان، و ياری ام براى شما آماده است، تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمايم نه با دشمنانتان، درودهاى خدا بر شما، و بر ارواح و پيكرهايتان، و بر حاضر و غايبتان، و بر ظاهر و باطنتان، آمين اى پروردگار جهانيان