خانه :: مناسبت ها

مناسبت ها و وقایع محرم

تاریخ مناسبت : شنبه, -1171 فروردين 6 :: ۱۰ صفر ۱٤٤۰

اول محرم :

ــ در روز اوّل مُحرّم درسال61 هـجری قمری امام حسین علیه السلام به منزلي به نام قُطْقُطَانَیّه یا به روایتی منزل  قَصْرِ بَنِي مُقَاتِل رسیدند و در یکی از این دو منزل دیداری با عُبیدالله حُر جُعفی داشتند و از او دعوت کردند تا به ایشان بپوندند ولی عُبیدالله حُر جُعفی از یاری اما سرباز زد و بعدها پشیمان شد.( ابن اعثم کوفی؛ الفتوح ج 5 ص 74؛ طبری؛ تاریخ الامم والملوک ج 5 ص 469؛ دینوری؛ الاَخبارالطِوال ص 385؛خوارزمی؛ مَقْتَل الحسین ج 1 ص 327)

ــ قیام مردم مدینه ضد یزید در سال 63 هـجری قمری.( تقویم شیعه 15) 

ــ حضرت زکریّا در چنین روزی با شنیدن مصائب امام حسین علیه السلام یحیی را از خدا طلب کرد تا با فدا شدن یحیی در جوانی در داغ امام حسین علیه السلام سهیم شود(أمالی شیخ صدوق؛ مجلس 27 ص 124 ، شیخ مفید؛ مسارالشیعه ص 43) 


ــ آغاز محاصره پیامبر در شعب ابی طالب. (تقویم شیعه 14) 

ــ اوّلین گرد آوری زکات در اسلام. (تقویم شیعه 14) 

ــ وفات حضرت ادریس نبی علیه السلام . شیخ عباس قمی؛ فیض العلام ص 191) 

ــ وفات محمّد حنفیّه فرزند حضرت علی علیه السلام . شیخ عباس قمی؛ فیض العلام ص 193) 

دوم محرم :

ــ ورود اهل بیت به کربلا  و منع ایشان از حرکت و بازگشت به مدینه: در دوّم مُحرّم وارد كربلا شدند و سؤال کردند: مَا اسْمُ هَذِهِ الْأَرْض‏؛ اسم اين سرزمين چيست؟ گفتندكربلا. حضرت تا نام كربلا را شنیدند، فرمودند: اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ خدايا، من از اندوه و بلا به تو پناه مي‌‌برم. (ابن اعثم کوفی؛ الفتوح ج 5 ص 83؛ أمالی شیخ صدوق؛ مجلس 31 ص 155، سید بن طاوس؛ اللهوف ص 68؛محدث اربلی کَشف الغُمَّة ج 2 ص 225؛ عماد الدین طبری؛ مَناقِبِ آلِ ابیطالب 4/97؛ علامه مجلسی؛ بحارالأنوار ج 44 ص 382) 

سوم محرم :

ــ نوشتن سوّمین نامه امام حسین علیه السلام برای کوفیان: سیّد الشهداء علیه السلام بعد از استقرار اهل بيت در كربلا نامه‌ای برای بزرگان کوفه  نوشتند و ضمن نصیحت و هدایت آنان؛ استقرارشان در زمین کربلا را به اطلاع مردم کوفه رساندند. ( تاریخ الامم والملوک ج 5 ص 403؛ ابن اعثم کوفی؛ الفتوح ج 5 ص 83؛ خوارزمی؛ مَقْتَل الحسین ج 1 ص 337 ، علامه مجلسی؛ بحارالأنوار ج 44 ص 382 )

ــ ورود لشکر عمربن سعد به کربلا: در روز سوّم مُحرّم عُمَرِبْنِ سَعد با 4 هزار نفر لشکر وارد كربلا شد و فرماندهی سپاه کوفه را به دست گرفت؛ امّا رويِ رودر رو شدن با امام را نداشت و به هر يك از فرماندهان لشكرش هم كه دستور داد به نزد امام بروند و از ايشان بپرسند چرا به كربلا آمده است، آن‌ها هم چون از كساني بودند كه براي امام دعوتنامه فرستاده بودند، حاضر به انجام اين كار نشدند. ( ابن اعثم کوفی؛ الفتوح ج 5 ص 86؛ طبری؛ تاریخ الامم والملوک ج 5 ص 410؛ دینوری؛ الاَخبارالطِوال ص 300؛ خوارزمی؛ مَقْتَل الحسین ج 1 ص 341 ؛ شیخ مفید؛ ارشاد ج 2 ص 124،طبرسی؛ اعلام الوری ص 333  )

ــ خروج حضرت یوسف ازچاه: در چنین روزی کاروانیان عبوری حضرت یوسف علیه السلام را که برادرانش در چاه انداخته بودند از چاه بیرون آوردند و به سمت مصر بردند.( شیخ عباس قمی فیض العلام  ص 195)

چهارم محرم :

ــ دعوت عمومی ابن‌زیاد در مسجد کوفه برای کشتن امام حسین علیه السلام ابن زياد در روز چهارم مُحرّم سال61 هـجری قمری در مسجد کوفه به منبر رفت و مردم را برای جنگ با امام حسین علیه السلام ترغیب کرد و از منبر پایین آمد و بذل و بخشش‌های فراوانی به مردم کرد. در ادامه این سیاست، او در بين روزهاي چهارم تا ششم مُحرّم سی هزار نفر به کربلا اعزام شدند ( سید بن طاوس؛ اللهوف ص 75؛ محدث اربلی کَشف الغُمَّة ج 2 ص 226؛ ابن جوزی؛ تَذْکِرَةُ الْخَواص ص336، مسعودی؛ اِثْباتُ الْوَصیَّة ص 305 ، ابن نما، مُثیرُالاَحزان ص 252 ) 

پنجم محرم :

ــ قطع ارتباط کوفه با کربلا توسط لشکریان ابن‌زیاد: ابن‌زياد در پنجم مُحرّم درسال61 هـجری قمری زَجرِبْنِ قِيس را با 500 نفر مأمور كرد در بين راه كوفه و كربلا مستقر شده و از پيوستن مردم به امام  جلوگيري كنند و نگذارند هيچ كس به ياري امام برود.( ابن اعثم کوفی؛ الفتوح ج 5 ص 90؛  علامه مجلسی؛ بحارالأنوار ج 44 ص 386 ؛ علامه مجلسی؛ جلاءالعیـون ص 547؛ شیخ عباس قمی؛ نفس المهموم ص 192 )

ششم محرم :

ــ تجمع لشکر 30000 نفری عُمَرِبنِ سَعد درکربلا : در ادامه اعزام لشکریان کوفه به کربلا عمرسعد در بين روزهاي چهارم تا ششم مُحرّم لشکریان زیادی را به کربلا اعزام کرد که تعداد آنها به سی هزار نفر رسید.( سید بن طاوس؛ اللهوف ص 75؛ محدث اربلی کَشف الغُمَّة ج 2 ص 226؛  ابن جوزی؛ تَذْکِرَةُ الْخَواص ص336، مسعودی؛اِثْباتُ الْوَصیَّة ص 305 ،  ابن نما، مُثیرُالاَحزان ص 252 ) 

ــ کمک گرفتن حبیب بن مظاهر از قبیله بنی اسد: در این روز حَبِيبِ بْنِ مُظَاهِرأَسَدِي پس ازكسب اجازه از امام علیه السلام ،شبانه و مخفيانه رفت و مردم را جمع کرد و برای آن‌ها صحبت کرد و در پی آن  به همراه 90 نفر به ياري امام آمدند؛ ولي این خبر به عُمَرِبْنِ سَعد رسید و او هم فردي به نام أَزْرَق را به همراه 400 سوار مأمور کرد که از پيوستن آن‌ها به امام جلوگيري كنند. سربازان عُمَرِبْنِ سَعد با مردان بنی اسدی درگیری شدیدی داشتند و بنی‌اسدی‌ها دیدند تاب مقاومت در برابر لشکر عُمَرِبْنِ سَعد را ندارند، به ناچار به قبيله خود برگشتند (ابن اعثم کوفی؛ الفتوح ج 5 ص 90؛ خوارزمی؛ مَقْتَل الحسین ج 1 ص 345 ، علامه مجلسی؛ بحارالأنوار ج 44 ص 386؛ علامه مجلسی؛ جلاءالعیـون ص 547؛ شیخ عباس قمی؛ نفس المهموم ص 192 ) 

هفتم محرم :

ــ منع آب بر خیمه گاه امام: در هفتم مُحرّم ابن‌زياد در نامه‌اي از عُمَرِبْنِ سَعد خواست كه بين امام و يارانشان با آب فرات حائل شده و به هيچ وجه اجازه ندهد قطره‌ای آب به اردوگاه امام برسد و عُمَربْنِ سَعد هم بی‌درنگ عَمْرُو بْنِ حَجَّاج را با 500 نفر بر شریعه فرات مستقر كرد و به آن‌ها دستور داد نگذارند قطره‌اي آب به اردوگاه امام حسين علیه السلام برسد.( طبری؛ تاریخ الامم والملوک ج 5 ص 412؛ دینوری؛ الاَخبارالطِوال ص 301؛ خوارزمی؛ مَقْتَل الحسین ج 1 ص 346 ؛ شیخ مفید؛ ارشاد ج 2 ص 127، طبرسی؛ اعلام الوری ص 332، بلاذری؛  اَنْسابُ الاَشْراف ج 3 ص 389 )

ــ ملاقات امام علیه السلام با عمربن سعد برای هدایتش: در هفتم مُحرّم امام علیه السلام بوسيله عَمْرُوبْنِ کَعب براي عُمَرِبْنِ سَعد پيغام فرستادند و خواستار ديدار شدند و وی هم پذيرفت و در شب هشتم مُحرّم امام به همراه 20 نفر از ياران به سمت خيمه‌اي كه بين دو لشکر بر پا شده بود رفتند و اصحاب امام بيرون ماندند و سیّدالشهداء علیه السلام به همراه حضرت عبّاس علیه السلام و حضرت علي اكبر علیه السلام به داخل رفتند. مردم نقل کردند حضرت ضمن ارشاد، نصیحت و اتمام حجّت با عُمَرِبْنِ سَعد سعي كردند او را از جنگ باز دارند. عمربن سعد گفت می‌ترسم خانه‌ام را آتش بزنند و امام علیه السلام فرمودند من خانه بهتری برایت می‌خرم. گفت از جانم می‌ترسم امام  فرمودند من سلامتت را تضمین می‌کنم و ... امام علیه السلام هرچه سعی کردند او را از ورطه هلاكت و نابودي نجات بدهند، اِبْنِ‌سَعد بهانه آورد؛ حتّی در جواب امام علیه السلام که فرمودند گندم ری را نمی‌خوری به تمسخر پاسخ داد جُوآن هم خوب است. ( ابن اعثم کوفی؛ الفتوح ج 5 ص 93؛ طبری؛ تاریخ الامم والملوک ج 5 ص 413؛ خوارزمی؛ مَقْتَل الحسین ج 1 ص 347 ؛ شیخ مفید؛ ارشاد ج 2 ص 128،طبرسی؛ اعلام الوری ص 333  )

ــ تکلم خداوند با حضرت موسی علیه السلام در کوه طور.( شیخ عباس قمی فیض العلام ص 198)

هشتم محرم :

ــ قحط آب و بروز تشنگی در اردوگاه امام حسین علیه السلام در سال61 هـجری قمری.(پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 134 )

نهم محرم :

ــ تاسوعا ( محاصره کامل امام حسین) امام صادق علیه السلام فرموده‌اند: تَاسُوعَا يَوْمٌ حُوصِرَ فِيهِ الْحُسَيْنُ وَ أَصْحَابُهُ بِكَرْبَلَاء؛ تاسوعا روزي است كه حسين علیه السلام و يارانش را درکربلا محاصره كردند.( کلینی، اصول کافی ج 4ص 147؛ علامه مجلسی؛ بحارالأنوار ج 44 ص 95؛ شیخ عباس قمی؛ نفس المهموم ص 199 و منتهی الآمال ص 402؛ نفس المهموم 199 و  فیض العلام 200 )

ــ رسیدن نامه فـرمان جنگ با امام: اين نامه را بعد از ظهر روز نهم مُحرّم (تاسوعا) شمر به كربلا رساند و به عُمَرِبْنِ سَعد داد. اِبْنِ سعد گفت تو باعث اين كار زشت شدي؛ من اميد داشتم كار به صلـح برسد و شمر پاسخ داد چه مي‌كني؟ اگر نمي تواني دستور را اجرا كني، فرماندهي لشکر به من خواهد رسيد و عُمَرِبْنِ سَعد جواب دادکه خودم كار را تمام مي‌كنم.(ابن اعثم کوفی؛ الفتوح ج 5 ص 93؛ طبری؛ تاریخ الامم والملوک ج 5 ص 414؛ شیخ مفید؛ ارشاد ج 2 ص 129،طبرسی؛ اعلام الوری ص 334 ، فتال نیشابوری؛ روضة الواعظین ص 300؛ ابن جوزی؛ تَذْکِرَةُ الْخَواص ص333)

ــ ارائه امان نامه توسط شمر برای حضرت عبّاس علیه السلام : در عصر روز تاسوعا قبل از اينكه جنگ را شروع كنند، شمر به خيمه‌هاي امام و يارانشان نزديك شد و حضرت عبّاس علیه السلام و سه برادر دیگرشان را با عنوان « اي خواهرزادگان» صدا زد. ابتدا جوابش را ندادند و امام فرمودند: أَجِيبُوهُ وَ إِنْ كَانَ فَاسِقاً فَإِنَّهُ بَعْضُ أَخْوَالِكُم؛ « جواب او را به خاطر آشنایی‌كه داريد بدهيد، هر چند آدم فاسقي است ». حضرت عبّاس علیه السلام پاسخ دادند چه مي‌خواهي و شمرگفت شما در امان هستيد؛ خودتان را به خاطر برادرتان به كشتن ندهيد؛ بياييد از يزيد اطاعت كنيد. قمر منیر بنی‌هاشم فرياد برآوردند: تَبَّتْ يَدَاكَ وَ لُعِنَ مَا جِئْتَ بِهِ مِنْ أَمَانِكَ يَا عَدُوَّ اللَّهِ؛ دستت بريده باد! امان نامه بدی براي ما آوردي اي دشمن خدا ! أَتَأْمُرُنَا أَنْ نَتْرُكَ أَخَانَا وَ سَيِّدَنَا الْحُسَيْنَ بْنَ فَاطِمَةَ وَ نَدْخُلَ فِي طَاعَةِ اللُّعَنَاءِ وَ أَوْلَادِ اللُّعَنَاء؛ آيا برادر و آقايمان حسين پسر فاطمه سلام الله علیها را رها كنيم و خود را در اطاعت ملعونان و فرزندان ملعونان قرار دهيم!( سید بن طاوس؛اللهوف ص 79؛ ابن نما؛ مُثیرُالأحْزان ص 204؛ شیخ عباس قمی در کتب منتهی الآمال ص 402؛ و  نفس المهموم 198و290؛ ) 

دهم محرم : 

ــ شهادت امام  حسین علیه السلام و یاران با وفایش

ــ غارت  وآتش زدن خیمه‌ها 

ــ ارسال سرمطهّر امام علیه السلام به کوفه: عصر عاشورا سر مطهّر امام علیه السلام را به خَوْلِيُّ بْنِ يَزِيددادند تا به كوفه براي ابن‌زياد ببرد و ديگر شهدا را هم سر از بدنشان جدا كردند و به همراه شِمْربْنِ ذِي الْجَوْشَن، عَمْرُوبْنِ حَجَّاج و قَيْس بْنِ أَشْعَث به كوفه فرستادند.(ابن اعثم کوفی؛ الفتوح ج 5 ص 120؛ طبری؛ تاریخ الامم والملوک ج 5 ص 455؛ شیخ مفید؛ ارشاد ج 2 ص 170،طبرسی؛ اعلام الوری ص 351 ، سید بن طاوس؛اللهوف ص 127؛ ابن نما؛ مُثیرُالأحْزان ص 287 )

ــ وفات امّ السّلمه درسال 62  هـجری قمری.(تقویم شیعه 25)

ــ به درک واصل شدن ابن‌زیاد در سال 67 هـجری قمری.( خراسانی منتخب التواریخ ص 324)

ــ ظهور حضرت مهدی (عج): به روایتی ظهور حضرت مهدی در روز عاشورا خواهد بود.(طبرسی؛ اعلام الوری ص 586،شیخ مفید؛ ارشاد ج 2 ص 518، محدث اربلی کَشف الغُمَّة ج 3 ص 360)

ــ آفرینش آسمان، کرسی، لوح، قلم ، ملائکه، بهشت، آدم وحوّا، ستارگان و عرش الهی در روز عاشورا بوده است؛ همچنین نجات ابراهیم از آتش، رفع بیماری از ایوب، غرق شدن فرعون در نیل، به آسمان رفتن عیسی، ساکن شدن آدم دربهشت، بدنیا آمدن فرزند ابراهیم، پیامبری ادریس، پذیرفته شدن توبه آدم، بخشیده شدن داود و روز قیامت در روز عاشوراست(حدیث نبوی ـ خوارزمی؛ مَقْتَل الحسین ج 2 ص 4)همچنین شفای ایوب، خارج شدن یوسف از چاه، نشستن کشتی نوح بر کوه جودی، بینا شدن یعقوب، به رسالت رسیدن زکریّا و خارج شدن یونس از شکم ماهی (حدیث نبوی ـ خوارزمی؛ مَقْتَل الحسین ج 2 ص 6)

یازدهم محرم :

ــ حرکت کاروان اسرا  به همراه سر دیگر شهدا  از کربلا به سوی کوفه در سال 61 هـجری قمری: عُمَرِبنِ سَعد با لشکريانش تا ظهر روز يازدهم دركربلا ماندند و اجساد ياران خودشان را دفن و اجساد امام علیه السلام و يارانشان را عريان، بي كفن و تكّه تكّه در صحراي كربلا رها كردند و بعد از ظهر روز يازدهم،كـاروان اسرا را از كربلا به سمت كوفه حركت دادند.( طبری؛ تاریخ الامم والملوک ج 5 ص 455؛ شیخ مفید؛ ارشاد ج 2 ص 171،طبرسی؛ اعلام الوری ص 351 ، خوارزمی؛ مَقْتَل الحسین ج 2 ص 44؛ سید بن طاوس؛اللهوف ص 127؛ ابن نما؛ مُثیرُالأحْزان ص 285 )

ــ ورود سر مطهّر امام حسین علیه السلام به قصر ابن‌زیاد: عصر عاشورا خَوْلِيَّ بْنِ يَزِيد به سرعت به سمت كوفه حركت كرد؛ امّا از آنجايي كه شهادت امام در نزديكي‌‌هاي غروب روز عاشورا بود؛ خَوْلِي نيمه‌ شب به كوفه رسيد و درِ دارالحكومه را بسته بودند،  ناچار سر مطهّر امام علیه السلام را به منزل خودش برد تا صبح زود ببرد و به ابن‌زياد ملعون تحويل بدهد. سر را در زير طشتي گذاشت و به داخل خانه رفت. زنش گفت: چه خبر؟ گفت چيزي برايت به ارمغان آورده‌ام كه تا دنيا دنياست بي‌نياز  باشي. زنش گفت مگر چه آورده‌اي و اين نامرد جواب داد كه اینک سر حسين علیه السلام در خانه توست. و فردا صبح خَوْلِي سر مطهّر را به قصر برد و  به ابن زياد تحويل داد.( طبری؛ تاریخ الامم والملوک ج 5 ص 455؛ ابن شهر آشوب؛ مناقب آل ابیطالب ج 4 ص 60 ؛ ابن نما؛ مُثیرُالأحْزان ص 285، علامه مجلسی؛ بحارالأنوار ج 45 ص 125؛ علامه مجلسی؛ جلاءالعیـون ص 598؛ شیخ عباس قمی؛ نفس المهموم ص 339)

ــ رحلت حضرت آدم علیه السلام محدث جزائری؛ قصص الأنبیاء ص 97 ، خراسانی منتخب التواریخ ص 129)

دوازدهم محرم :

ــ شهادت  امام سجّاد علیه السلام در سال 94 یا 95 هـجری قمری به روایتی (شیخ عباس قمی فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام ص 211،طبرسی؛ اعلام الوری ص 359، علامه مجلسی جلاءالعیون ص 680)

ــ دفن شهدا در کربلا توسط امام سجّاد علیه السلام : روز بعد از رفتن عُمَرِبنِ سَعد از كربلا ـ عدّه‌اي از قبيله بني‌اسد آمدند و بر بدن امام علیه السلام و يـارانشان نماز خواندند و آن‌هـا را به خاك سپردند. بدن امام علیه السلام را در همان قتلگاه، بدن علي اکبر علیه السلام را در پايين پاي امام، عبّاس علیه السلام را در علقمه، بدن حَبِيبِ بْنِ مُظَاهِر را کمی آن طرف‌تر و دیگر شهدا را هم در گودالي در اطراف قبر امام علیه السلام به خاك سپردند.( شیخ مفید؛ ارشاد ج 2 ص 170، سید بن طاوس؛ اللهوف ص 128؛  ابن نما، مُثیرُالاَحزان ص 287 ، طبرسی؛ اعلام الوری ص 151،)در اَنْسابُ الاَشْراف ( 3/411)، تاریخ الامم و الملوک (5/455)، مُرُوجُ الذَّهَب (3/63)، البِِدایَةوالنَّهایة (8/189)  و مقتل خوارزمی (2/39) آمده که یک روز بعد از شهادت امام حسین، او را دفن کردند البته در این کتب حرکت عُمَرِبنِ سَعد از کربلا را همان 11 مُحرّم ذکر کرده‌اند. در بعضی از مقاتل نیز روز بعد از رفتن عُمَرِبنِ سَعد تصریح نشده بلکه گفته شد بعد از رفتن عُمَرِبنِ سَعد بنی اسد آمدند و اجساد شهدا را دفن کردند. بلعمی نیز در تاریخنامه طبری می‌نویسد بعد از سه روز پیکر مطهّر امام دفن شد. در مقتل مقرّم نیز13 مُحرّم ذکر شده است. در الاَخبارالطِوال (305) و الکامل فی‌التّاریخ (11/193) نیز با توجّه به اینکه نوشته شده عُمَرِبنِ سَعد دو روز بعد از کشتن حسین از کربلا حرکت کرد احتمالاً دفن شهدا را در 13 مُحرّم می‌دانند.

ــ ورود اهل بیت به کوفهدر روز 12 مُحرّم كاروان اسرا وارد كوفه شد و ابن‌زياد دستور داد سرها را به استقبال كاروان فرستادند. مردم همه گرد آمدند و گريان و نالان به اين كاروان نگاه مي‌كردند. امام سجّاد علیه السلام در حالی‌که به غلِ جامعه بسته شده و به سختي بيمار بودند، خطاب به مردم كوفه فرمودند: أَتَنُوحُونَ وَ تَبْكُونَ مِنْ أَجْلِنَا؟ آيا براي ما نوحه مي‌خوانيد و گريه مي‌كنيد! فَمَنْ ذَا الَّذِي قَتَلَنَا ؟ پس چه كسي ما را كُشت؟(ابن اعثم کوفی؛ الفتوح ج 5 ص 121؛ خوارزمی؛ مَقْتَل الحسین ج 2 ص 45؛ سید بن طاوس؛اللهوف ص 129؛ ابن نما؛ مُثیرُالأحْزان ص 289 ، علامه مجلسی؛ بحارالأنوار ج 45 ص 108؛ علامه مجلسی؛ جلاءالعیـون ص 593؛ شیخ عباس قمی؛ نفس المهموم ص 325 )

ــ خطبه تاریخی امام علیه السلام و حضرت زینب (س) در شهر کوفه وابراز ندامت مردم این شهر: حضرت زينبسلام الله علیها خطاب به مردم فرمودند: اسْكُتُوا! ساكت شويد! در روايات آمده است: فَارْتَدَّتِ الْأَنْفَاسُ وَ سَكَنَتِ اْلْأَجْرَاس؛ با اين فرمان حضرت زينبسلام الله علیها چنان سكوتي بين مردم حكمفرما شد كه نفس‌ها در سينه حبس شد و حتّي زنگ شترها هم از حركت ايستاد!  حضرت زينبسلام الله علیها آن چنان محكم، با حيا و قوّت خطبه خواندند كه بَشِيرُبْنِ خُزَيْم اَسَدی  گفته است: به خدا قسم! كسي را با حياتر از او نديدم؛ ولي آن حضرت به گونه‌اي سخنراني كردند كه گويي آن سخنان از زبان اميرمؤمنان علي  خارج می‌شد. و در ادامه می‌افزاید: پیرمردی کنار من بودکه ضمن گزیدن دست و گریه، می‌گفت: پدرم و مادرم به فدایشان که کوچک و بزرگ و زن و مردشان از دیگران برترند.ابن اعثم کوفی؛ الفتوح ج 5 ص 121؛ خوارزمی؛ مَقْتَل الحسین ج 2 ص 64؛ ابن شهر آشوب؛ مناقب آل ابیطالب ج 4 ص 116؛ سید بن طاوس؛اللهوف ص 130و 132؛ ابن نما؛ مُثیرُالأحْزان ص 294، علامه مجلسی؛ بحارالأنوار ج 45 ص 108و 164؛ علامه مجلسی؛ جلاءالعیـون ص 594؛ شیخ عباس قمی؛ نفس المهموم ص 325 )

سیزدهم محرم :

ــ اهل بیت در مجلس ابن‌زیاد: در این روز اهل بيت را روانه قصر ابن‌زياد كردند. آن معلون، مست غرور بر تخت نشسته بـود و سر مقدّس امـام حسين علیه السلام را پیش رو گذاشته بود و با چوب به دندان‌هاي مبارك حضرت مي‌زد و می‌گفت چه دندان‌های زیبایی داری حسین! به گزارش شیخ مفید، محدّث اربلی  و طبرسی و عماد الدین طبری تبسّم می‌کرد و به دندان‌ها می‌کوبید و به گزارش شیخ صدوق و فتال نیشابوری می‌گفت: یا اباعبدالله زود پیر شدی ! و ادامه داد: امروز در برابر روز بدر است.(طبری؛ تاریخ الامم والملوک ج 5 ص 456؛ خوارزمی؛ شیخ مفید؛ ارشاد ج 2 ص 171، محدث اربلی کَشف الغُمَّة ج 2 ص 247؛ فتال نیشابوری؛ روضة الواعظین ص 312؛ ابن جوزی؛ تَذْکِرَةُ الْخَواص ص334؛ طبرسی؛ اعلام الوری ص 352، ابن نما؛ مُثیرُالأحْزان ص 294)

ــ زندانی کردن اهل بیت در کوفه: فرزند ناپاک مرجانه دستور داد اهل بيت را از قصر بيرون بردند و در زندان يا در خانه‌اي كنار مسجد زندانی کردند. حضرت زينبسلام الله علیها فرمودند: لَا يَدْخُلَنَّ عَرَبِيَّةٌ إِلَّا أُمُّ وَلَدٍ أَوْ مَمْلُوكَةٌ فَإِنَّهُنَّ سُبِينَ كَمَا سُبِينَا؛ كسي از زنان كوفه بر ما وارد نشود و فقط كنيزان بر ما وارد شوند، زیرا آنان هم مثل ما طعم اسارت را چشيده‌اند.(سید بن طاوس اللهوف ص 29؛ علامه مجلسی بحارالأنوار ج45 ص 118و جلاءالعیون ص 600، شیخ عباس قمی منتهی الآمال ص 490 و نفس المهموم ص 370 )

ــ شهادت عبدالله بن عَفیف: در این روز عبدالله بن عفیف در مسجد کوفه در وسط شخنرانی ابن زیاد که مشغول توهین به اهل بیت بود بلند شد و ابن زیاد را دروغگو و فاسد خواند و... و سرانجام به دستور ابن زیاد او را شهید کردند. (طبری؛ تاریخ الامم والملوک ج 5 ص 458؛ ابن اعثم کوفی؛ الفُتـوح ج 4 ص 124؛ شیخ مفید الارشاد ج2 ص 175 ، محدث اربلی کَشف الغُمّه ج2 ص251، سید بن طاوس اللهوف ص 146؛ خوارزمی مَقْتَل الحسین ج 2 ص 59؛ فتال نیشابوری روضة الواعظین ص 283 ابن نما حلی؛ مُثیرُالأحْزان ص 311 )

ــ قرآن خواندن سر امام علیه السلام بر سر نی در شهر کوفه درسال61 هـ . ق: از زَيْدِ بْنِ أَرْقَم نقل شده که وقتي سر سیّدالشهداء علیه السلام را از مقابل منزل من عبور دادند. سر امام این آیه را تلاوت کردند: أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً؛ آيا پنداشتي كه داستان اصحاب كهف و رقيم از آيات‌ عجیب ما بودند. زَيْدِبْنِ أَرْقَم گفته با ديدن اين صحنه موهاي بدنم راست شد و فرياد زدم: به خدا قسم، اي پسر رسول خدا ! داستان تو شگفت‌تر از داستان اصحاب كهف است( ( شیخ مفید الارشاد ج2 ص 176؛ طبرسی اعلام الوری ص 353، محدث اربلی کَشف الغُمّه ج2 ص252، علامه مجلسی بحارالأنوار ج45 ص 121)

پانزدهم محرم :

ــ ارسال نامه برای یزید و کسب تکلیف : بعد از انتقال اهل بیت به کوفه ابن‌زیاد ملعون نامه‌اي به يزيد نوشت و ضمن اعلام خبـر شهادت امام علیه السلام و يارانشان و اسارت اهل بيت از يزيد كسب تكليف كرد. وقتي نامه عبیدالله به يزيد رسيد، بعد از كمي تأمّل براي ابن‌زياد نوشت كه سرهاي شهدارا همراه قافله اسرا و اموالشان به نزد من در شام بفرست. در مدتي كه پيك ابن‌زياد به شام رفت و جواب يزيد را آورد، اهل بيت در زندان كوفه نگهداري شدند.(سید بن طاوس اللهوف ص 149؛ علامه مجلسی بحارالأنوار ج45 ص 124 و  جلاءالعیون ص 603، شیخ عباس قمی  منتهی الآمال ص 493 و نفس المهموم ص 374 )

هجدهم محرم :

ــ شهادت امام سجّاد علیه السلام در سال 94 یا 95 هـجری قمری به روایتی.(محدث اربلی کَشف الغُمّه ج2 ص274، علامه مجلسی جلاءالعیون ص 680؛ مرحوم خراسانی منتخب التواریخ ص 301)

نوزدهم محرم :

ــ بعضی از کتاب‌های نوپدید بی‌استناد به کتب مرجع  این روز را حرکت کاروان اهل بیت از کوفه  به شام دانسته‌اند که صحیح نیست ؛ زیرا در هیچ یک از کتب معتبر چنین تاریخی ذکر نشده است، ضمن اینکه با توجه به استعلام ابن زیاد از یزید که پیک نامه بری این نامه را برده است چنین چیزی ممکن نیست زیرا به گفته بزرگانی همچون سید بن طاوس؛ شیخ عباس قمی ، آیت الله شعرانی اين پيك هر چقدر هم كه سريع رفته و برگشته باشد، اين مسير را نزدیک به چهل روز پیموده است.( سید بن طاوس ؛ اقبال الأعمال ص 589؛ محدث نوری، لولؤ ومرجان 174، شیخ عباس قمی نفس المهموم ص 524؛ علامه شعرانی در ترجمه نفس المهموم  ص375)

بیستم محرم :

ــ پیدا شدن بدن  مطهّر و معطّر جون (غلام  امام) از شهدای کربلا ودفن آن: امام باقر علیه السلام از امام سجّاد علیه السلام نقل فرمودند: هنگامى كه گروهى در ميدان جنگ آمدند تا اجساد شهدا را دفن کنند جسد جون را پس از ده روز در حالى پیدا کردند كه بوى خوش مشك از او مي‌وزيد.(علامه مجلسی بحارالأنوار ج45 ص 23؛ علامه مجلسی جلاءالعیون ص 565؛ شیخ عباس قمی منتهی الآمال ص 438؛ شیخ عباس قمی نفس المهموم ص 253 )

بیست و پنجم محرم :

ــ شهادت امام سجّاد علیه السلام به روایت مشهور در سال 94 یا  95 هـجری قمری.(علامه مجلسی بحارالأنوار ج59 ص 199؛علامه مجلسی جلاءالعیون ص 680، شیخ عباس قمی فیض العلام  219، مرحوم خراسانی منتخب التواریخ ص 301)

بیست و ششم محرم :

ــ شهادت علی بن حسن ( نوه امام مجتبی علیه السلام ) در زندان منصور در سال 146 هـجری قمری.( شیخ عباس قمی فیض العلام  ص221، شیخ عباس قمی منتهی الآمال ص 312 )

بیست و هشتم محرم :

ــ تبعید امام جواد علیه السلام از مدینه به بغداد در سال 220 هـجری قمری به دستور مُعتصم. ( شیخ مفید الارشاد ج2 ص 415، محدث اربلی کَشف الغُمّه ج3 ص214،  شیخ عباس قمی منتهی الآمال ص 964)

سی ام محرم :

ــ در آخرین روز از این ماه در سال 11هـجری قمری، غصب حق علی در جانشینی پیامبر،  با نوشتن و امضای صحیفه شوم آن آغاز شد.(علامه مجلسی بحارالأنوار ج28 ص 104)