کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شبهات

دلایل و مستندات دروغ بودن ازدواج عمر با ام کلثوم

طرح شبهه: اهل سنت، می گویند که امیرالمؤمنین علی عليه السّلام دختر خود امّ کلثوم را به ازدواج خلیفه دوم، عمربن خطاّب، در آوردند. آنها این ازدواج را نشانگر دوستی و روابط حسنه میان علی عليه السّلام و خلیفه دوم قلمداد می کنند و سپس نتیجه گیری می کنند اینکه شيعيان میگویند خليفه دوم قاتل فاطمه زهرا سلام الله علیها است صحیح نیست؛ زیرا كدام عقل سليم مي پذيرد كه حضرت علي عليه السّلام دخترش را به ازدواج قاتل همسر گراميش، فاطمه سلام الله علیها درآورد و رابطه دوستانه با او برقرار نمايد؟

در نقد و بررسی این موضوع به چند نکته باید اشاره نمود:

الف) مسئله ازدواج امّ کلثوم سلام الله علیها در هیچ یک از دو کتاب معتبر نزد اهل سنت، یعنی صحیح بخاری و صحیح مسلم که در نزد اهل سنت معتبرترین کتابها بعد از قرآن شمرده می شوند ذکر


نشده است. همچنین هیچ یک از صحاح ششگانه اهل سنّت ازدواج امّ کلثوم سلام الله علیها را ذکر نکرده اند. چنانچه برخی از مسانید معتبر نزد اهل سنت، مانند: مُسند احمد بن حنبل نیز این رویداد را بیان ننموده اند. و این در جای خود قابل تأمل و توجه است.

 

ب)  قديمى‌ترين راوى و ناقل اين قصۀ جعلی  محمّد بن سعد بن مَنيع زُهْرى ـ متوفای 230 ـ نويسنده كتاب « الطبقات الكبرى» است. و پس از او حاکم نیشابوری در کتاب «المستدرک» به این داستان می پردازد. اما ابن سعد که اولین راوی این قصه است در كتابش، اینگونه مینویسد: امّ كلثومسلام الله علیها دختر على بن ابى طالب عليه السّلام و مادرش فاطمه، دختر رسول خداصلّى اللَّه عليه وآله و سلم بود. او هنوز دختر نابالغى بود كه عمر بن خطّاب او را به همسرى گرفت. ثمره اين ازدواج يك پسر به نام زيد و يك دختر به نام رقيّه است. امّ كلثوم همسر عمر بود تا اين كه او كشته شد. پس از عمر، عون بن جعفر بن ابى طالب بن عبدالمطَّلِب او را به همسرى خود برگزيد ولى عون نيز درگذشت. سپس برادر عون، محمّد بن جعفر بن ابى طالب همسر او شد، او نيز درگذشت. آن گاه برادرش عبداللّه بن جعفر بن ابى طالب، پس از وفات زينب دختر على بن ابى طالبعليه السّلام او را به همسرى خود درآورد. (الطبقات الكبرى، محمد بن سعد، ج 8، ص 462 – 463. )

 

خود این متن بیانگر جعلی و دروغ بودن آن است که در نقد و بررسی و دروغ بودن این قصه چند نکتۀ حائز اهمیت وجود دارد که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

1) براساس مبانی رجالی اهل سنّت، تمام راویان این روایت، متّهم به صفات «کذّاب»، «وضّاع»، و «ضعیف» و «مدلَّس» می باشند؛ لذا براساس منابع اهل سنت، موضوع ازدواج امّ کلثوم با عمر بن خطّاب به لحاظ سندی حتی نزد علمای انساب اهل سنت فاقد اعتبار و ارزش می باشد.

2) جدای از راویان نامعتبر این قصه دروغین؛ متن این روایت جعلی خود بیانگر دروغ بودن آن است زیرا همانگونه که ملاحظه فرمودید ابن سعد مینویسد: امّ كلثوم سلام الله علیها همسر عمر بود تا اين كه او كشته شد. پس از عمر، عون بن جعفر بن ابى طالب او را به همسرى خود برگزيد ولى عون نيز درگذشت. سپس برادر عون، محمّد بن جعفر بن ابى طالب همسر او شد، او نيز درگذشت. آن گاه برادرش عبداللّه بن جعفر بن ابى طالب، پس از، زينب دختر على بن ابى طالبعليه السّلام او را به همسرى خود درآورد. (الطبقات الكبرى، محمد بن سعد، ج 8، ص 462 – 463. )

جاعل این قصه آنقدر غرق در جعل شده که فراموش کرده نگاهی گذرا به تاریخ بیندازد و ببیند که عون و محمد هردو در سال 16 يا 17 هجري  در جنگ شوشتر و در زمان خليفه دوم كشته شده‌اند ؛ ( الإصابة، ابن حجر، ج 4، ص) يعني همسر دوم و سوم ام كلثوم قبل از همسر اول فوت كرده‌اند !!!. درثانی چگونه میشود ام کلثوم با دو برادر که هر دو در یک روز کشته شده اند ازدواج نموده باشد!!!  ثالثا عبارت بعدی این قصه نیز سند دیگری بر کذب آن است زیرا  ازدواج ام كلثوم سلام الله علیها با عبد الله بن جعفر « شوهر حضرت زينب» نیز امكان پذير نيست؛ زيرا حضرت زينب سلام الله علیها تا بعد از واقعه كربلا زنده بود و همسر عبد الله بوده است؛ و در فقه شیعه هم یک مرد همزمان نمی تواند دو خواهر را به همسری برگزیند پس عبارت سوم این قصه هم مؤید جعلی بودن آن است

 البته عده ای در توجیح ایراد دوم میگویند همسر دوم و سوم ام کلثوم سلام الله علیها عون و محمد بن عبدالله بن جعفر است و عبارت عبدالله جا افتاده است که این نیز صحیح نمی باشد زیرا همانگونه که گفته شد نمی شود ام کلثوم با دو برادر که هر دو در یک روز کشته شده اند ازدواج نموده باشد زیرا عون و محمد بن عبدالله بن جعفر نیز هر دو در روز عاشورا شهید شده اند !!! و نکتۀ مهم بعدی اینکه باز هم ازدواج عبدالله بن جعفر با همسر دو فرزندش و خواهر همسرش غیر ممکن؛ غیر شرعی و غیر عقلانی می باشد.

3) اختلاف سنی عمر و ام کلثوم سلام الله علیها دلیل بعدی این دروغ است و این امر را غیر عقلانی و غیر ممکن میکند؛ بنا به نقل اهل سنت اين ازدواج در سال 17هـ اتفاق افتاده است؛ چنانچه ابن سعد در طبقات به اين حقيقت اشاره كرده و مي‌نويسد: عمر با ام كلثوم ازدواج كرد؛ در حالي كه هنوز ام كلثوم به سن بلوغ نرسيده بود .( طبقات الكبري، ابن سعد، ج8، ص462_463.) «ابن جوزی» در کتاب "المنتظم" جلد چهارم صفحه 237 و کتاب "ذخایر العقبا" و «ابن سعد» در کتاب "الطبقات" جلد هشتم صفحه 463  هم آورده اند که حضرت زهراسلام الله علیها كه به شهادت رسیدند حضرت ام كلثومسلام الله علیها چهار ساله بود. بعد از شهادت حضرت صدیقهسلام الله علیها دو سال و اندی ابوبكر حکومت کرد و سپس نوبت به عمر رسید. پس حضرت ام کلثومسلام الله علیها در زمان آن خواستگاری حداکثر هفت یا هشت ساله بود؛ در حالی که خلیفه دوم 60 سال داشته است. در واقع از نظر سنی عمر حکم پدر بزرگ را برای حضرت ام کلثوم داشته است نه شوهر؛ حال شما پاسخ دهید آیا پدری، دختر هفت یا هشت سالهاش را به پیرمرد 57 ساله میدهد؟؟ آن هم امیرالمؤمنین علیعليه السّلام که باب علم و حکمت پیامبرصلّى اللَّه عليه وآله و سلم است؟

جالب است بدانیم كه «ابن قتیبه» در کتاب "غریب الحدیث" جلد اول صفحه 266 و «ابن ابی الحدید» در "شرح نهج البلاغه" جلد 12 صفحه 163 و «کراجکی» در "کنز العمال" جلد 16 صفحه 499 و کتاب "تاریخ مدینه منوره" جلد دوم صفحه 769 آوردهاند که عمر بن خطاب مردان را نصیحت میکرد که: از خدا بترسند و با زنان هم سن و سال خود ازدواج کنند. او به دختران هم توصیه میکرد که تن به ازدواج با مردان پیر ندهند ولیکن خود بر خلاف آن عمل کرده است؛ آيا اين عمل او مصداق اين آيه نمي‌شود: أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبرِِّ وَ تَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَ أَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَ فَلَا تَعْقِلُون‏ البقرة /44 . آيا مردم را به نيكى دعوت مى ‏كنيد؛ اما خودتان را فراموش مى ‏نماييد؛ با اين كه شما كتاب (آسمانى) را مى‏ خوانيد ! آيا نمى ‏انديشيد؟!

4) حضرت علی عليه السّلام هیچ گاه مخالف سخن و دیدگاه پیامبرصلّى اللَّه عليه وآله و سلم عمل نمی کند: شیخ صدوق مینویسد پیامبر اکرم صلّى اللَّه عليه وآله و سلم روزی نگاهی به فرزندان امیر مؤمنانعليه السّلام و نگاهی به فرزندان جناب جعفر طیار نمودند و فرمودند :بَناتُنا لِبَنینا وَ بَنُونا لِبَناتِنا؛ دختران ما برای پسران ما و پسران ما برای دختران ماست »من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 249 » به همین دلیل هنگامی که حضرت زینب و حضرت ام کلثوم سلام الله علیها به سن ازدواج رسیدند، هر خواستگاری برای این دو دختر شایسته دودمان امامت آمد، جواب منفی شنید، جز فرزندان جناب جعفر، که مولای متقیان فرزند دلبندش حضرت زینب سلام الله علیها را به عبدالله بن جعفر و حضرت ام کلثوم سلام الله علیها را به عون بن جعفر تزویج نمود. از طرف دیگر ابن حبان در صحيحش و نسائي در سننش مي‌نويسند: عبد الله بن بريده از پدرش نقل مي‌كند كه ابوبكر و عمر از فاطمه سلام الله علیها خواستگاري كردند، پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه وآله و سلم به آن‌ها فرمود : فاطمه خردسال است، سپس عليعليه السّلام خواستگاري نمود، پيامبرصلّى اللَّه عليه وآله و سلم او را به ازدواج علي عليه السّلام درآورد .( سنن النسائي ،‌ ج 6 ،‌ ص62 و خصائص أمير المؤمنين ، النسائي ، ص 114 و صحيح ابن حبان ، ابن حبان ، ج 15 ، ص 399 و...) حال این سوال مطرح است با توجه به اینکه  خداوند در آیه 21 سورۀ  الأحزاب .خطاب به همه مؤمنين فرموده است: لَّقَدْ كاَنَ لَكُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كاَنَ يَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الاَْخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا. مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود ؛ براى آن ها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى ‏كنند. آیا میشود که امیر المومنین عليه السّلام مخالف سیره پیامبر و دستور قرآن عمل کرده باشد؟؟!!!

5) تشتت و تناقض نقل قول ها ذکر شده در کتب اهل سنت دلیل دیگری بر کذب بودن این موضوع است به عنوان مثال خود ابن سعد که اولین راوی این قصۀ دروغین است در سه جای دیگر از کتابش « الطبقات الکبری» مخالفت امیرالمومنین را از چنین وصلتی بیان می کند بطوریکه در جائی مینویسد: علی عليه السّلام مخالفت نمود و گفت سن ام کلثوم کم است "عمر در پاسخ به امام عليه السّلام گفت: به خدا سوگند !عذر تو اين نيست، ولى ما مى دانيم كه هدف تو چيست." در جائی دیگر مینویسد که امام عليه السّلام ضمن مخالفت فرمود: من دخترانم را برای فرزندان جعفر طیار در نظر گرفته ام. ( الطبقات الكبرى، محمد بن سعد، ج 8 ، ص 464 و 469) و در جایی دیگر ضمن نقل داستانی دروغین مینویسد علی عليه السّلام ام کلثوم را آرایش کرد و نزد عمر فرستا تا عمر او را بپسندد!!!! این قصه ضمن اینکه توهین به امیرالمومنین عليه السّلام است و یقیناً هیچ گاه علی عليه السّلام چنین کاری نمی کند که دختر نابالغش را قبل از ازدواج آرایش کند و .... نشانگر تناقض است و این سوال پیش می آید امیر المومنینی که به شدت مخالف حتی خواستگاری بود چرا به یکباره تغییر موضع داده و دخترش را آرایش کرده و .... البته بعضی از کتب اهل سنت حرمت شکنی را بیشتر از این کرده و ضمن نقل دروغ های از نوع برخورد عمر با ام کلثوم سلام الله علیها در این دیدار  ( ما از ذکر آن مطالب توهین آمیز خوداری میکنیم 1) مطالبی نوشته اند که نه تنها در شأن اهل بیت نیست بلکه دون شأن یک مسلمان است تا چه رسد به خلیفۀ رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله و سلم که این مطالب نیز بیانگر دروغ بودن آن است. اين تعابير آن قدر زشت و زننده است كه حتي صداي بعضي از علماي اهل سنت را نيز درآورده است. مثلا سبط ابن الجوزي سنی در اين باره مي‌گويد: به خدا قسم چنين چيزي قبيح است ، حتي اگر او كنيز بود، عمر حق نداشت اين كار را انجام دهد؛ چرا كه به اجماع مسلمين دست زدن به زن نامحرم حرام است.( تذكرة الخواص، ص321) ما به جعلي بودن اين روايات يقين داريم؛ اما از آن‌جايي كه علماي اهل سنت اين مطالب را مطرح كرده‌اند، از آن‌ها مي‌پرسيم: آيا سزاوار است كه به یک مؤمن چنين نسبت‌هاي ناروايي داده شود تا چه رسد به امير المؤمنين عليه السّلام؟ آيا آن حضرت دخترش را قبل از ازدواج و محرميت به چنين ديدار شرم آورى مى فرستد؟

6) تند خویی عمر و اخلاق ناپسند او: طبق آنچه در کتب اهل سنت آمده است عمر فردی تند خو بود و با زنان بسیار بد برخورد میکرد و شواهد متعددی در این زمینه وجود دارد برای نمونه طبري و ابن أثير، دو تاريخ نويس معروف اهل سنت مي‌نويسند: عمر بن خطاب ابتدا به خواستگارى ام كلثوم دختر ابوبكر رفت، عايشه اين پيشنهاد را با خواهرش مطرح كرد. در پاسخ گفت: مرا با او كارى نيست. عايشه گفت: آيا اميرالمؤمنين را نمى خواهى؟ گفت: آرى نمى خواهم، او در زندگى سخت و خشن و با زنان تندخو و بد رفتار است. (الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج 3 ، ص 54 – 55 و تاريخ الطبري ، ج 3 ، ص 270 .) همچنین ابن تيميه حراني مي‌نويسد: صحابه با ابوبكر در باره جانشيني عمر با اوصحبت كردند و گفتند: چرا يك فرد خشن و غير صالح را بر خلافت گزيده اى و بر مردم تحميل كردى؟ فردا جواب خدا را چه خواهى داد ؟ منهاج السنة، ج6، ص155، روايت در اين باب آن‌قدر زياد است كه از حد تواتر نيز گذشته است. تا جائیکه مسلم نيشابوري در صحيحش مي‌نويسد كه أبي بن كعب خطاب به عمر گفت: اي پسر خطاب! بر اصحاب رسول خدا عذاب نباش.( صحيح مسلم ، ج 6 ، ص179، كتاب الآداب، باب الاستيذان .) حال با اين وضعيت اخلاقي عمر، چگونه ممكن است امير المؤمنين عليه السّلام دخترش را به چنين فرد خشن و بد اخلاق بدهد و با تن دادن به اين ازدواج اسباب آزار و اذيت روح نبي مكرم اسلام و حضرت زهرا سلام الله علیها را فراهم كند؟

7) امام علي عليه السّلام عمر را دروغگو، خيانت كار و ...مي‌داند: مسلم نيشابوري به نقل از عمر بن الخطاب مي‌نويسند كه وي خطاب به امام علي عليه السّلام و عمويش عباس گفت: ابوبكر از دنيا رفت و من بعد از او خليفه پيامبر و ابوبكر شدم و شما ( علي عليه السّلام و عباس ) مرا دروغگو، گناه كار، فريب‌كار و خيانت‌كار مي‌دانستيد.( صحيح مسلم، ج5، ص152، كتاب الحدود، باب حكم الفئ .) حال چگونه ممکن است امام دخترش را به ازدواج چنین فردی درآورد؟؟!!

ماجرای خواستگاری عمر  چرا و چگونه بوده است: واقعیت امر این است که عمر بن خطاب چنین درخواست بی شرمانه ای داشته است اما همانگونه که علمای اهل سنت همچون محمد بن سعد در الطبقات الكبرى، ج 8 ، ص 464 ؛ ابن حجر در الاصابة ، ج 8 ف ص 276؛ سمهودی در الاشراف ، ص 146 ؛ احمد حنبل در فضائل الصحابة، ج 2 ، ص 775 ؛ ابوالقاسم کوفی در الاستغاثه، ج 1، ص 78 اقرار کرده اند امیرالمومنین عليه السّلام به دلایل مختلفی همچون کوچک بودن سن ام کلثوم و یا در نظر گرفتن او برای فرزندان جعفر طیار و ... مخالفت نموده بود تا جائیکه مرحوم کلینی در صفحۀ 346 جلد 5 الکافی و علامه مامقانی درصفحۀ 355 جلد 2  تنقیح المقال مینویسند وقتی عمر نتیجه نگرفت امیر المومنین عليه السّلام را تهدید کرد اما این تهدید هم مؤثر واقع نشد. اما اصل روایت مرحوم کلینی اینگونه است که: هشام بن سالم از امام صادق عليه السّلام نقل مي‌كند كه آن حضرت فرمود: زماني كه عمر بن الخطاب از ام كلثوم سلام الله علیها خواستگاري كرد، اميرالمؤمنين عليه السّلام به او فرمود: ام كلثوم خردسال است. امام صادق عليه السّلام مي‌فرمايد: عمر با عباس ملاقات كرد و به او گفت: آيا من مشكلي دارم؟ عباس گفت: تو را چه شده است؟ عمر گفت: از برادر زاده‌ات دخترش را خواستگاري كردم، دست رد بر سينه‌ام زد، قسم به خدا چشمه زمزم را پر خواهم كرد، هيچ كرامتي را براي شما نمي‌گذارم؛ مگر اين كه آن را از بين ببرم، دو شاهد بر مي‌انگيزم كه او سرقت كرده و دستش را قطع خواهم كرد. عباس به نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد، او را از ماجرا با خبر ساخت و از او درخواست كرد كه تصميم در اين باره را بر عهده او نهد، حضرت امير نيز مسأله ازدواج را به عهده عباس گذاشت.( الكافي، ج 5 ص 346 .) البته شیخ مفید و بسیاری از علما معتقد هستند که این موضوع به سرانجام نرسید تا اینکه عمر کشته شد چنانچه آیت‌الله میلانی )ره) از علمای برجسته در کتاب شریف «ازدواج ام‌کلثوم با عمر» این موضوع را ثابت می کند همچنین «دكتر محمد اميني نجفي» فرزند علامه امینی، در کتاب "انگيزه دولت هاي اموي و عباسي در جعل و ترويج حكايت ازدواج عمر با حضرت ام كلثوم(س)" 1214 مدرک از کتب اهل سنت در رد این موضوع نقل می کند . به غیر از اینها، تعداد زیادی از علمای شیعه هم با اسناد تاریخی، این مسأله را رد کرده اند؛ از جمله: «سید محمد علی حلو» در كتاب "كشف البصر عن زواج ام كلثوم من عمر"؛ «سعید داودی» در کتاب "مسائل سؤال برانگيز در تاريخ اسلام"؛ «كلب العباس محمدعلي» در کتاب "بزرگتر از دروغ!!! افتراء ازدواج حضرت ام كلثوم"؛ «سيد ناصر حسين لکهنوی» (که اهل هند است) در کتاب "افهام العداء و الخصم في نفي عقد ام كلثوم"؛ «علي محمد دوخير» در کتاب "ام كلثوم بنت اميرالمومنين علی(ع)" (چاپ بيروت)؛ «سيدمرتضي علم الهدي» در کتاب "انكاح اميرالمومنين ابنته من عمر"، «سيدجعفر مرتضي عاملي» در کتاب "ظلامة ام كلثوم" دروغ بودن این روایت جعلی را به اثبات رسانده اند.

 البته شاید یکی از دلایلی که عامل شده است به این روایت دروغین دامن زده شود این است بر اساس شواهد تاریخی عمر همسری با نام ام کلثوم داشته است چنانچه «ابن سعد» در کتاب "الطبقات" جلد سوم صفحه 183 و «ابن هشام» در کتاب "السیرة النبویة" جلد سوم صفحه 791 و "تاریخ طبری" جلد سوم صفحه 269 آوردهاند که خلیفه دوم 14 همسر داشته است که يکی از آنها «ام كلثوم بنت جرول خذاعي» بود. پس عمر زني به نام امكلثوم داشته ولي نه «ام كلثوم بنت فاطمة الزهراسلام الله علیها لذا برخی از مولوي هاي حال حاضر اهل سنت هم قبول دارند که مطلب ازدواج او با حضرت ام کلثوسلام الله علیها دروغ است.

چرا عمر از ام کلثوم خواستگاری کرد و چرا این خواستگاری با تحریف و دروغ دامن زده شده است: ماجرای خواستگاری عمر از حضرت ام کلثومسلام الله علیها بعد از حمله به بیت فاطمهسلام الله علیها و جریان آتش زدن در آغاز شد؛ زیرا پس از ماجرای آتش زدن در خانه، مشروعیت خلفا کمرنگ شد. آتش زدن در خانه امیرالمومنین علیعليه السّلام لكه ننگي بر پيشاني مسلمانان بود و دستگاه حاکم متوجه شد که مردم در حال فهمیدن علت دفن شبانه حضرت زهراسلام الله علیها هستند در کتب "المودة" قندوزي، "استيعاب" ابن عبدالبر، "المعارف" ابن قتيبه و .. آمده که حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها به آنان فرمودند که: "خدا و ملائکه را شاهد ميگيرم که شما مرا آزرديد و رضايت مرا به دست نياورديد. قسم به خدا اگر محضر پدرم برسم از شما شکايت خواهم کرد. لذا آنها وقتی دیدند چنین بلوایی به وجود آمده است، گفتند باید ارتباطي با منزل حضرت علیعليه السّلام برقرار كنيم و مثلا بگوييم كه خلیفه، داماد حضرت زهراسلام الله علیها بوده است تا حرف و حدیثها از بین برود. بر این اساس مردم هم میگویند که اینان با هم اختلافی نداشتند و فقط دعوایی خانوادگی بود!

و اما علت تحریف و دروغ این است که میخواستند برای عمر فضیلتی بسازند چرا که همانگونه که ابن مَغازلى  از علمای اهل سنت ـ متوفّاى 483 ـ با سند خود از طريق عبداللّه بن عمر نقل كرده، عمر بن خطّاب بر فراز منبر رفت و گفت که " اى مردم! به خدا سوگند! آن چه مرا به اصرار و پافشارى بر على بن ابى طالب عليه السّلام درباره دخترش واداشت، فقط اين بود كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله و سلم شنيده بودم كه مى گفت:كلّ سبب و نسب وصهر منقطع يوم القيامة إلاّ نسبي وصهري، فإنّهما يأتيان يوم القيامة يشفعان لصاحبهما" پس نتیجه اینکه وصلت با خاندان پیامبرعلاوه بر اینکه می توانست موضوع حمله به خانۀ حضرت زهرا سلام الله علیها و .... کمرنگ کند فضلیتی هم برای عمر محسوب می شد برای اثبات این موضوع به این گزارش ابن ابی الحدید سنی اشاره میکنیم که او در کتاب شرح نهج البـلاغه می‌نویسد: بعد از جعل احـادیث فراوان در منقبت عثمان؛ معاویه برای حکّامش نوشت: نقل فضائل برای عثمان به حدّ کافی هست، اکنون از مردم بخواهید که در بارۀ ابوبکر و عمر و دیگر اصحاب؛ به غیر از علی عليه السّلام فضائل روایت کنند و نیک بنگرید که هر فضیلتی که برای علی روایت شده، بهتر از آن را برای ابوبکر و عمر نقل کنید و این چـشم مرا روشن می‌کند و ...« شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 4/63 »

نتیجه گیری: با توجه به اسناد و مدارکی که ارائه شد و همگی نیز از علما و کتب اهل سنت بود مشخص و مبرهن است که علیرغم اصرار و تهدید های عمر چنین ازدواجی صورت نگرفته است اما سخن ما این است بر فرض محال حتي در صورت وقوع چنين ازدواجي، نمي توان آن را نشانۀ رابطۀ صميمانه امير مؤمنان عليه السّلام با خلفا دانست؛ زيرا اين ازدواج نه تنها براي خليفه دوم فضيلت محسوب نمي شود؛ بلكه لكه سياهي است كه همانند تيرگي غصب خلافت، بر دامان او باقي مانده است؛ چرا كه در ماجراي اين ازدواج چيزهايي نقل شده است كه عرق شرم از پيشاني انسان غيرت مند جاري مي شود. با توجه به آنچه ذکر شد، چگونه این پیوند می تواند از روی رضایت و خشنودی علی عليه السّلام صورت گرفته باشد؟ ازدواجی که آغازش با انکار و مخالفت علی عليه السّلام بود و منجرّ به تهدیدهای شدید از سوی خلیفه دوم گردید، چگونه می تواند نشانگر دوستی و روابط حسنه میان علی عليه السّلام و خلیفه دوم باشد؟

پاورقی ها:

برای نمونه مراجعه شود به کتب تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180 ؛ سير أعلام النبلاء، الذهبي، ج3، ص501؛ الاصابه، ابن حجر  ج8، ص464؛